مرتضى مطهرى

25

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اشعار حماسى اشعار ديگرى است كه معمولًا آهنگ خاصى را مىپذيرد . شعر حماسى شعرى است كه از آن بويى از غيرت و شجاعت و مردانگى مىآيد ، شعرى است كه روح را تحريك مىكند و به هيجان مىآورد ، مثلًا : تن مرده و گريهء دوستان * به از زنده و طعنهء دشمنان مرا عار آيد از اين زندگى * كه سالار باشم كنم بندگى اين تقسيم‌بندى اختصاص به شعر ندارد ، نثر هم همين‌طور است ؛ نثرهاى حماسى داريم ، نثرهاى غنايى داريم ، نثرهاى رثايى داريم ، انواع نثرها داريم . در جنگ صفّين در اولين برخوردى كه ميان سپاه على عليه السلام و سپاه معاويه رخ مىدهد ، على روى حساب خودش حاضر نيست كه شروع كنندهء جنگ باشد و تمام كوشش او اين است كه تا حد ممكن مشكلات و اختلافات را حل بكند ، بلكه بتواند معاويه و يارانش را به اصطلاح روبراه بكند ، ولى يك وقت متوجه مىشود كه آنها پيشدستى كرده‌اند و شريعه يعنى جايى را كه مىشود از فرات آب برداشت گرفته‌اند . على عليه السلام سعى مىكند با مذاكره مسأله را حل كند ، پيغام مىدهد كه هنوز بناى جنگ نيست و مىخواهيم مذاكره كنيم بلكه مسأله با مذاكره حل بشود ، ولى طرف مقابل قبول نكرد . بنابراين يا بايد اصحابش از تشنگى از پا دربيايند و يا بايد جنگيد ، جنگى كه دشمن شروع كرده است . در نهج البلاغه است كه على عليه السلام در مقابل جمعيت ، ناراحت و عصبانى از اين كار مىايستد و يك خطبهء چند سطرى مىخواند . مىفرمايد : « قَدِ اسْتَطْعَموكُمُ الْقِتالَ » اينها گرسنهء جنگند و از شما غذا مىخواهند اما از دم شمشير . « فَاقِرّوا عَلى مَذَلَّةٍ وَ تَأْخيرِ مَحَلَّةٍ أَوْ رَوُّوا السُّيوفَ مِنَ الدِّماءِ تَرْووا مِنَ الْماءِ » لشكريانم ! نمىگويم برويد بجنگيد ، برويد يكى از اين دو راه را انتخاب كنيد : يا تن به ذلت بدهيد كه آب را ببرند و شما نگاه كنيد ، يا اينكه اين تيغها را از خون اين ناكسان سيراب كنيد تا خودتان سيراب شويد . « فَالْمَوْتُ فى حَياتِكُمْ مَقْهورينَ وَ الْحَياةُ فى مَوْتِكُمْ قاهِرينَ » « 1 » زندگى اين است كه بميريد ولى فائق باشيد و مردن اين است كه زنده باشيد ولى توسرىخور . با اين سخنان خود آنچنان هيجان ايجاد كرد كه در كمتر از دو ساعت ، دشمن را به كلى از كنار شريعهء فرات دور كردند كه ديگر دشمن از تشنگى له له مىزد . ولى

--> ( 1 ) . نهج البلاغه فيض الاسلام ، خطبهء 51 ، ص 138 .