مرتضى مطهرى

115

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

عقب‌نشينى مىكنند . نه تنها در مقابل شمشير ابا عبد الله شكست خوردند ، در مقابل منطقش هم شكست خوردند . ابا عبد الله در روز عاشورا قبل از شروع جنگ دو سه بار خطابه انشاء كرد . واقعاً خود آن خطابه‌ها عجيب است . كسانى كه اهل سخن هستند مىدانند ممكن نيست در حال عادى انسان بتواند سخنى بگويد كه تا حد اعلى اوج بگيرد . بايد روح بشر به اهتزاز بيايد . مخصوصاً اگر سخن از نوع مرثيه باشد بايد دل آدم خيلى سوخته باشد تا يك مرثيهء خوب بگويد . اگر بخواهد غزل بگويد بايد سخت دچار احساسات عشقى باشد تا غزل خوبى بگويد . اگر بخواهد حماسه بگويد ، بايد سخت احساسات حماسى داشته باشد تا يك سخن حماسه بگويد . وقتى آن خطبه‌هاى أبا عبد اللَّه را مىبينيم ، مخصوصاً مفصل ترين خطبه‌اش ، همان كه در روز عاشورا آمد از اسب پياده شد ، سوار شتر شد ، براى اينكه شتر بلندتر است ، مىخواست يك جاى مرتفعترى باشد تا صدايش بهتر به جمعيت برسد . فرمود : « تَبّاً لَكُمْ ايَّتُهَا الْجَماعَةُ وَ تَرَحاً حينَ اسْتَصْرَخْتُمونا والهِينَ فَاصْرَخْناكُمْ موجِفينَ . » « 1 » راستى نمونه‌اى از خطبه‌هاى على عليه السلام است . اگر خطبه‌هاى على را كنار بگذاريم ديگر خطبه‌اى به اين پرشورى در دنيا پيدا نمىشود . يك بار و دو بار و سه بار صحبت كرد ، عمر سعد بر لشكريان خودش ترسيد كه مبادا نطق حسين اينها را تحت تأثير قرار بدهد . نوبت ديگر كه أبا عبد اللَّه آمد صحبت كند ( ببينيد چقدر نامردى كردند ، چقدر روحشان شكست خورده بود ! ) دستور داد سروصدا كنيد ، دستتان را به دهانتان بزنيد كه كسى صداى حسين را نشنود . آيا اين علامت شكست نيست ؟ آيا اين علامت پيروزى حسين نيست ؟ آيا اين نبايد براى ما درس باشد كه يك بشر اگر با ايمان باشد ، اگر موحد باشد ، اگر به خدا پيوند داشته باشد ، اگر به آن دنيا ايمان داشته باشد ، اگر نفس مطمئنه باشد ، يكتنه سى هزار نفر را از نظر روحى شكست مىدهد ؛ آيا اين‌طور نيست ؟ نمونهء اينها را شما ديگر كجا پيدا مىكنيد ؟ شما چه كسى را در دنيا پيدا مىكنيد كه در شرايطى مثل شرايط حسين بن على قرار بگيرد ، دو كلمه از آن خطابهء حسين بن على را بتواند بخواند ؟ دو كلمه از آن خطابهء زينب ( سلام اللَّه عليها ) آن زينب داغ‌ديده را در دم دروازهء كوفه بخواند ؟ اينها درس است . گفته‌اند اين عزا را احيا كنيد و زنده نگه

--> ( 1 ) . اللهوف ، ص 41 .