مرتضى مطهرى
88
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
و واقعاً اسلام بياورى « 1 » ما عزت و مُلك را براى تو تضمين مىكنيم ولى در مدار اسلام . فرعون نگاهى به اطرافش مىكند و مىگويد : « الا تَرَوْنَ هذَيْنِ ؟ » اين دو تا را نمىبينيد با اين لباسهاى كهنهء مندرسشان و با اين دو تا چوب خشك كه به دست گرفتهاند ؟ ! اصل مسأله برايشان مسلّم است كه اينها پيروزند ، تازه آمدهاند با من شرط مىكنند كه اگر مىخواهى بعد هم عزيز باشى و به خاك مذلّت نيفتى بيا اسلام بياور . حال منطق فرعون چيست ؟ « فَهَلّا الْقِىَ عَلَيْهِما اساوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ » اينها اگر به راستى چنين آيندهاى دارند ، پس اين سر و وضعشان چيست ؟ پس كو طلا و جواهرهاشان ؟ پس كو تشكيلات و تشريفاتشان ؟ على عليه السلام مىگويد : « اعْظاماً لِلذَّهَبِ وَ جَمْعِهِ وَ احْتِقاراً لِلصّوفِ وَ لُبْسِهِ » به نظرش پول خيلى بزرگ آمده و لباس ساده كوچك آمده . با خودش فكر مىكند اين اگر راست مىگويد و با يك مبدأ الهى ارتباط دارد ، آن خدايش بيايد به او ده برابر ما گنج و جواهر و دبدبه بدهد . پس چرا ندارد ؟ . بعد [ اشاره مىكند ] به فلسفهء اينكه چرا خدا پيغمبران را اين گونه مبعوث مىكند و همراه آنها از اين تجهيزات ظاهرى و تشكيلات و قدرتهاى برو و بيا و پول و جواهر نمىدهد . مىگويد : اگر خدا اينها را بدهد ديگر اختيار در واقع از بين مىرود . اگر ايمانِ جبرى در كار باشد همهء مردم مىآيند ايمان مىآورند ولى آن ديگر ايمان نيست . ايمان آن است كه مردم از روى حقيقت و اختيار [ گرايش پيدا كنند ] و الّا - تعبير خود اميرالمؤمنين است - خدا مىتواند حيوانات را مسخّر اينها قرار بدهد ( كه بهطور نمونه براى سليمانِ پيغمبر اين كار را كرد ) ، مرغها را مسخّر اينها قرار بدهد و وقتى كه اين دو نفر نزد فرعون مىآيند ، مرغها از بالاى سرشان حركت كنند ، حيوانها آنها را تعظيم كنند تا ديگر هيچ شكى براى مردم باقى نماند و اصلًا اختيار به كلى از بين برود . مىفرمايد در اين صورت « لا لَزِمَتِ الْاسماءُ مَعانِيَها » اين ايمان ديگر ايمان نيست . ايمان آن ايمانى است كه هيچ نوع جبرى در كار نباشد . معجزه و كرامت هم در حد اينكه دليل باشد [ اعمال مىشود ] . وقتى تا حد دليل است قرآن مىگويد آيه ،
--> ( 1 ) اسلام يعنى همان دين حق كه در همهء زمانها بوده و به دست پيغمبر اكرم به حد كمال خودش رسيده . قرآن همه را اسلام مىداند و تعبير آن « اسلام » است .