مرتضى مطهرى
82
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اصل پيروى نكردند . يعنى آيا بوده در يك جايى كه چون دشمن را قوى مىديدند ، به يكى از اين دو وسيله چنگ بزنند : يكى اينكه استرحام كنند يعنى گردنشان را كج كنند و شروع كنند به التماس كردن ، ناله و زارى كردن كه به ما رحم كن ؟ ابداً . انظلام چطور ؟ يعنى تن به ظلم دادن . اين هم ابداً . اينها يك سلسله اصول است كه هرگز پيغمبر اكرم و همچنين اوصياى بزرگوار او و بلكه همچنين تربيت شدگان مكتب او از اين اصول استفاده نكردهاند . ولى يك سلسله اصول است كه هميشه از آن اصول استفاده كردهاند ولو بهطور نسبى . اينجاست كه مسألهء نسبيت در بعضى از موارد مطرح مىشود . اصل قدرت و اصل اعمال زور ما يك اصل داريم به نام اصل قدرت ، و يك اصل ديگر داريم به نام اصل اعمال زور . اصل قدرت يعنى اصل توانا بودن ؛ توانا بودن براى اينكه دشمن طمع نكند ، نه توانا بودن براى تو سر دشمن زدن . تصريح قرآن است : « وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ . » « 1 » . اصل اقتدار ، اصل مقتدر بودن ، اصل نيرومند بودن در حدى كه دشمن بترسد از اينكه تهاجم كند . همهء مفسرين گفتهاند مقصود از « تُرْهِبونَ » اين است كه دشمن به خودش اجازهء تهاجم ندهد . حال اين اصل آيا يك اصل مطلق است يا يك اصل نسبى ؟ آيا اسلام اين اصل را در يك زمان خاص معتبر مىداند يا در همهء زمانها ؟ در همهء زمانها . مادام كه دشمن وجود دارد اصل قدرت هم هست . ولى يك اصل ديگر داريم به نام اصل اعمال قدرت . اعمال قدرت غير از خود قدرت و توانايى ، و به معنى اعمال زور است . آيا اسلام اعمال زور را جايز مىداند و روا مىدارد يا نه ؟ پيغمبر اكرم در سيرهء خودش اعمال زور هم مىكرده يا نمىكرده است ؟ مىكرده ، ولى بهطور نسبى . يعنى
--> ( 1 ) انفال / 60 .