مرتضى مطهرى
71
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
داراى يك منطق ثابت باشد . يعنى تز اسلام اين است و تربيت شدگان واقعى اسلام هم نشان دادند كه بشر مىتواند چنين باشد . متدولوژى گفتيم كه در منطق عملى ، مثل منطق نظرى ، سبكها و متدها مختلف است ، يعنى راه حلهايى كه افراد جستجو مىكنند فرق مىكند . به عنوان مثال گفتيم يكى منطقش منطق زور است ، ديگرى منطقش منطق محبت و اخلاق و رأفت است ، سومى منطقش منطق دورانديشى و تدبير است ، چهارمى منطقش منطق سرعت و تصميم فورى و معطل نشدن است ، يكى ديگر منطقش منطق نيرنگ و فريب است ، يكى منطقش منطق تماوت و مرده وشى است ، و مثال زديم . اكنون در تتمهء سخنم همين قدر عرض كنم كه در منطق نظرى ، عدهاى تابع منطق قياسى بودند ، عدهاى تابع منطق تجربى و حسى شدند و عدهاى تابع منطق آمارى . قياسيها تجربيها را نفى مىكردند ، تجربيها قياسيها را نفى مىكردند ، و وضع به همين منوال بود . در عصر اخير ، از كارهاى بسيار خوبى كه شد اين بود كه علمى به نام « متدولوژى » يعنى علم متدشناسى به وجود آمد . اين علم مىگويد : آنها كه مىگويند متد قياسى و متدهاى ديگر را نفى مىكنند اشتباه مىكنند ، آنها هم كه مىگويند متد تجربى و متد قياسى را نفى مىكنند اشتباه مىكنند ، آن هم كه مثلًا مىگويد متد ديالكتيكى و نه استاتيكى اشتباه مىكند . عمده اين است كه انسان جايش را بشناسد : كجا جاى اسلوب قياسى است ، كجا جاى اسلوب تجربى ، و كجا جاى آن ديگرى . اين مقدمه را براى اين عرض كردم كه در منطق عملى هم عيناً مطلب از همين قرار است . در منطق نظرى بعضى از اسلوبها به كلى طرد شد چون آنها اسلوب علمى نبود ، مثل اينكه انسان در مسائل علمى بخواهد به گفتههاى ديگران حتى بزرگان اعتماد كند و مثلًا بگويد فلان مطلب را چون ارسطو گفته ديگر نمىشود غير از اين باشد ؛ گفتهء هيچ عالمى حجت نيست . سعد و نحس ايام در منطق عملى هم بسيارى از سبكها از اساس منسوخ است ، اسلام هم آنها را منسوخ مىداند . مثلًا آيا پيغمبر در كارها و در متد خودش از سعد و نحس ايام