مرتضى مطهرى

128

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

خون و مالش احترام دارد و از بين بردن خون و مال او كار زشتى است ولى ما براى هدف مقدس اين كار زشت را انجام مىدهيم . اصلًا زشت نيست . مسألهء قصاص و قاتل را قصاص كردن به معنى اين نيست كه ما مع الاسف كار زشتى را مرتكب مىشويم به خاطر يك مصلحت عاليتر . اگر انسانى به حدى رسيد كه انسانهاى ديگر را بدون تقصير كشت ، يعنى ديگر حرمت خودش را از بين برد . آن دستى كه عالماً عامداً و با ابلاغ ، به خيانت دراز مىشود ، حرمت خودش را از بين برده است . چه خوب گفت سيّد مرتضى در جواب ابوالعلاى معرّى . ابوالعلاء گفت : من اين قانون اسلام را نمىفهمم چطور است كه در يك جا مىگويد ديهء يك دست پانصد دينار است و در جاى ديگر مىگويد اگر دزدى كرد ، حتى به خاطر ربع دينار بريده شود . ارزشش چقدر است ؟ ربع دينار يا پانصد دينار ؟ چطور تا دو هزار درجه نوسان پيدا مىكند ؟ سيّد مرتضى فرمود : عِزُّ الْامانَةِ اغْلاها ، وَ ارْخَصَها * ذُلُّ الْخِيانَةِ فَافْهَمْ حِكْمَةَ الْبارى دست به معناى اين عضو گوشتى احترام ندارد . اگر مىگويند ديهء دست پانصد دينار است ، دست امين احترام دارد . احترام مال انسانيت و امانت است ؛ عزتِ امانت است كه قيمتش را بالا برده است ، و ذلتِ خيانت و دزدى است كه اين قدر درجه را پايين مىآورد . امانت ارزش را بالا مىبرد ، خيانت ارزش را پايين مىآورد . انسانيت ارزش خون و مال را بالا مىبرد و در مقابل ، آن معيارهاى دروغ و كذب و غيبت و آدم كشى و ظلم و تجاوز به حقوق مردم و آزاديها و غيره تمام ارزشها را پايين مىآورد كه از هر بىارزشى بىارزش‌تر مىشود . كفار قريش كه تا آن وقت لااقل سيزده سال كارى نداشته‌اند جز اينكه حلقوم پيغمبر را بگيرند كه نداى حقيقت به مردم نرسد چون بر ضد منافع آنهاست ، مسلمين را تعذيب كنند ، در زير شكنجه‌ها بكشند و از هيچ جنايتى خوددارى نكنند در حالى كه مىفهمند او دارد حق را مىگويد ، باز ما بگوييم مال اينها محترم است ، مال التجاره‌شان محترم است ؟ ! اولًا آن مال التجاره را از كجا به دست آورده‌اند ؟ به نصّ قرآن در مكه يك عده رباخوار بودند كه مالى هم كه به دست آورده بودند از دزدى و رباخوارى به دست آورده بودند . آيا مال اينها محترم است ؟ ! . پس اين‌طور نيست كه در عين اينكه اين مالها محترم است ، پيغمبر به آن دليل اجازهء تصاحب آنها را داده است كه هدفش مقدس است ، بلكه اگر هدف مقدسى هم