مرتضى مطهرى
119
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
دوم . تازه تحقيق كند كه اين زن شوهر دارد يا ندارد . به او بگويند شوهر دارد . زن چه كسى است ؟ زن يك سرباز فداكار كه دارد در ميدان جنگ فداكارى مىكند . دوز و كلك درست كند كه اين سرباز كشته بشود براى اينكه با زن او هم بستر بشود . پس فسق هست ، فجور هست ، قتل نفس هست ، نماز شكستن هست ، عشق به زن شوهردار هست ؛ آخر اين چه پيغمبرى شد ؟ ! . حالا ريشهء قضيه چيست ؟ از امام سؤال كردند : پس قضيه چيست ؟ فرمود : قرآن كه اصلًا اين حرفها را طرح نكرده . اين حرفها چيست كه از خودتان ساختهايد ؟ ! قضيه اين است : روزى داوود - كه حكمتها و قضاوتهاى او ضرب المثل است - كوچكترين عُجبى در قلبش پيدا شد كه اگر قضاوت هم هست قضاوت داوودى است ؛ آنچنان صحيح در ميان مردم قضاوت مىكنم كه هيچ وقت يك ذره تخلّف نمىشود ( مثل داستان يونس و داستان آدم و داستانهاى ديگر ) . يك ذره عجب سبب مىشود كه خدا عنايت خودش را از بنده بگيرد تا بنده عجزش بر خودش ثابت بشود . ما در دعاهايمان مىخوانيم : « وَ لا تَكِلْنى الى نَفْسى طَرْفَةَ عَيْنٍ ابَداً » . انسان در هر مقامى كه باشد ، هميشه بايد به خدا عرض كند : خدايا مرا يك چشم بر هم زدن به خودم وامگذار . امّ سَلَمه مىگويد : يك شب در دل شب بيدار شدم ، ديدم پيغمبر در بستر نيست . يك وقت متوجه شدم در گوشهء اتاق مشغول عبادت است . به سخنانش گوش كردم ، ديدم مىگويد : « الهى لا تُشْمِتْ بىعَدُوّى وَ لا تَرُدَّنى الى كُلِّ سوءٍ اسْتَنْقَذْتَنى مِنْهُ . . . وَ لا تَكِلْنى الى نَفْسى طَرْفَةَ عَيْنٍ ابَداً » « 1 » خدايا مرا به بديهايى كه از آنها رهانيدهاى برنگردان ، خدايا مرا دشمن شاد نفرما . . . خدايا مرا يك لحظه ، يك چشم به هم زدن به خودم وامگذار ، يعنى عنايت و لطف خودت را از من مگير . ( اين را پيغمبر آخرالزمان مىگويد ) . به اينجا كه رسيد ، امّ سلمه بىاختيار شروع كرد هق هق گريه كردن و فرياد زدن . دعاى نماز پيغمبر كه تمام مىشود مىفرمايد : امّ سلمه چرا مىگريى ؟ عرض مىكند : يا رسول اللَّه ! وقتى كه شما اين سخن را مىگوييد كه خدايا مرا يك چشم به هم زدن به خود وامگذار ، پس واى به حال ما . نفرمود من تعارف كردم - العياذباللَّه - براى تعليم تو گفتم . فرمود : البته همين است . برادرم يونس خدا يك
--> ( 1 ) بحار جديد ، ج 16 / ص 217 .