مرتضى مطهرى

108

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

دروغ باشد ، ولى مردم از همين راه بالأخره يك ايمان و اعتقادى پيدا كرده‌اند . اين درست است يا نه ؟ يعنى مردم از خواب غفلت ، از جهالت و نادانى ، از يك سلسله خرافات ، بالأخره به يك عقيدهء صحيحى رسيده‌اند ؛ آيا ما حق داريم اينها را تثبيت و امضا كنيم يا نه ؟ نه . در كلام اميرالمؤمنين كه قبلًا خواندم نكته‌اى بود كه يادم رفت عرض بكنم . آنجا كه مىفرمايد : « طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ ، قَدْ احْكَمَ مَراهِمَهُ وَ احْمى مَواسِمَهُ . » . بعد ذيلش مىفرمايد : « يَضَعُ مِنْ ذلِكَ حَيْثُ الْحاجَةُ الَيْهِ مِنْ قُلوبٍ عُمْىٍ و اذانٍ صُمٍّ وَالْسِنَةٍ بُكْمٍ . » « 1 » . پيغمبر ابزار و وسايلى كه به كار مىبرد ، يك جا قدرت و مِيْسَم به كار مىبرد ، يك جا مرهم ؛ يك جا با خشونت و صلابت رفتار مىكرد يك جا با نرمى ، ولى مواردش را مىشناخت . و بعد اين‌طور تعبير مىكند : در همه جا از اين وسايل كه استفاده مىكرد ، در جهت بيدارى و آگاهى مردم استفاده مىكرد . شمشير را جايى مىزد كه مردم را بيدار كند نه به خواب كند . اخلاق را در جايى به كار مىبرد كه سبب آگاهى و بيدارى مىشد . شمشير را در جايى به كار مىبرد كه دل كورى را بينا مىكرد ، گوش كرى را شنوا مىكرد ، چشم كورى را باز مىكرد ، زبان گنگى را گويا مىكرد . يعنى تمام وسايلى كه پيغمبر به كار مىبرد ، در جهت بيدارى مردم بود . وفات فرزند پيغمبر و گرفتن خورشيد داستانى است كه در كتب حديث ما آمده است و حتى اهل تسنن هم نقل كرده‌اند . رسول اكرم پسرى از ماريهء قبطيه دارد به نام ابراهيم بن رسول اللَّه . اين پسر

--> ( 1 ) نهج البلاغه فيض الاسلام ، خطبهء 107 ، ص 321 .