مرتضى مطهرى
103
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بارى ، در زمينهء اهل بدعت حديثى داريم كه در ضمن آن آمده است كه هر گاه اهل بدعت را ديديد « فَباهِتوهُمْ » « 1 » . « باهِتوهُمْ » از مادّهء « بَهَتَ » است و اين مادّه در دو مورد به كار برده مىشود : يكى در مورد مبهوت كردن ، محكوم كردن و متحيّر ساختن ( كه در خود قرآن آمده است كه حضرت ابراهيم با آن جبّار زمان خودش كه مباحثه كرد ، در نهايت امر « فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ » « 2 » او در مقابل منطق ابراهيم درماند ، مبهوت شد ، محكوم شد ، مفتضح شد ) و ديگر در مورد بهتان يعنى دروغ جعل كردن كه مىدانيم در آيهء « سُبْحانَكَ هذا بُهْتانٌ عَظِيمٌ » « 3 » ، بهتان عظيم يعنى دروغ بزرگ . شيخ انصارى تصريح مىكند كه معناى اينكه اگر با اهل بدعت روبرو شديد « باهِتوهُمْ » يعنى با منطقى قوى با آنها روبرو شويد ، مبهوتشان كنيد آنچنانكه ابراهيم با جبّار زمان خودش نمرود مباحثه كرد و مبهوتش نمود ( فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ ) . بر اهل بدعت با منطق وارد بشويد تا مردم بفهمند اينها اهل بدعت هستند و دروغ مىگويند . با آنها مباحثه كنيد و محكومشان نماييد . عدهاى آمدهاند از اين حديث اينطور استفاده كردهاند كه اگر اهل بدعت را ديديد ، ديگر دروغ گفتن جايز است ؛ هر نسبتى مىخواهيد ، به اينها بدهيد ، هر دروغى مىخواهيد ببنديد ؛ يعنى براى كوباندن اهل بدعت كه يك هدف مقدس است ، از اين وسيلهء نامقدس يعنى دروغ بستن استفاده كنيد ، كه اين امر دايرهاش وسيعتر هم مىشود . آدمهاى حسابى هرگز چنين حرفى را نمىزنند . آدمهاى ناحسابى گاهى دنبال بهانهاند . مكائد نفس عجيب است ! مكرهاى نفس امّاره عجيب است ! انسان گاهى نفسش آنچنان مكر مىكند كه خودش هم نمىفهمد . مثلًا شب ولادت پيغمبر است ، مىخواهد جشن بگيرد ، شب سرور است ، حالا كه شب سرور است فسق و فجور بجا مىآورد و مىگويد شب سرور است ، شب ولادت پيغمبر ، مگر اشكال دارد ؟ ! من به خاطر پيغمبر چنين كارى مىكنم ! . داستانى است مربوط به آن زمانى كه يك « شاهى » ارزش داشت . گفتند يك نفر رفت دم دكان عرق فروشى و به فروشنده گفت : يك شاهى عرق بده . عرق فروش
--> ( 1 ) كافى ، ج 2 / ص 375 ، باب « مجالسة اهل المعاصى » . ( 2 ) بقره / 258 . ( 3 ) نور / 16 .