مرتضى مطهرى
995
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ولى در مورد اعتزاليون كه اينها را چه بايد گفت ، شايد بيشتر بشود . . . « 1 » معاويه و اصحاب معاويه كه در باطن كافر بودند ولى تظاهر به اسلام مىكردند . به حساب عقيدهء ما كافرند چون همان كفر به امام كافى است كه ما اينها را كافر بشماريم . اگر ما با معيار اهل تسنن نگاه كنيم كه كفر به امام را كفر نمىدانند ولى كفر به اللَّه و اليوم الاخر را كفر مىدانند ، اينها منافقاند . - حديثى هست كه هركس كه به على بغض داشته باشد منافق محسوب مىشود . اين سه گروه اول به على عليه السلام بغض داشتند . استاد : من الآن چنين چيزى يادم نيست . [ اين جمله ] يعنى اگر كسى ادعاى اسلام كند و على را بغض [ داشته باشد ] منافق است . ابوجهل على را بغض داشت ، آيا منافق بود ؟ پس منظور گروهى است كه مسلمانند . مقصود اين است كه افرادى كه اظهار اسلام مىكنند و در عين حال على را دشمن مىدارند اينها در باطن نمىتوانند مسلمان باشند . واقعاً اينها منافق هستند . همين طورى كه عرض كردم ، روى اين حساب ، اينها مسلمانانى منافق هستند كه به حسب عقيدهاى كه ما شيعه داريم كافر هم هستند . بنابراين از نظر ما منافات ندارد كه از اين ديد خاصى كه ما مىگوييم ، از نظر كفر به امام كافرند ، از نظر ايمان به اللَّه و به النبى منافقاند ، چرا ؟ زيرا وقتى كه كسى اظهار ايمان به پيغمبر مىكند ولى امرى را كه مسلّم پيغمبر گفته قبول نمىكند پس در ايمانش به پيغمبر و ايمانش به قرآن منافق است . آن حديث ، ناظر به ايمان به اللَّه و ايمان به پيغمبر و ايمان به اللَّه و ايمان به قرآن است ، يعنى كسى نمىتواند ادعا كند كه من مؤمن به پيغمبر هستم و على را دشمن مىدارم . چنين كسى در ايمانش به پيغمبر منافق است . اين مسلّم نظر به اين حيثيت خاص دارد . پس ما خواستيم در مورد دين و تاريخ ببينيم اين گروههاى تاريخى كه قرآن با عناوين دينى مشخص كرده چه گروههايى هستند و هر گروهى چه معنى و مفهومى دارد . - آيا اين سه گروهى كه حضرت امير بيان فرمودند ( قاسطين ، مارقين ، ناكثين ) اختصاص به زمان حضرت على داشته يا در زمانهاى بعدى هم مىشود وجود داشته باشد ؟ استاد : سؤال خوبى است . البته با آن خصوصيات نه ، ولى از نظر روش كلى مىشود اينها را تحت يك ضابطههاى كلى درآورد . من يك وقتى فكر كردم كه اينها را تحت چه ضابطههاى كلى كه در
--> ( 1 ) [ افتادگى از نوار است . ]