مرتضى مطهرى

988

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

وجود ندارد ، چون مؤمن يعنى كسى كه به آنچه پيغمبر مىگويد گرايش دارد . حالا اگر در جايى پيغمبرى نيامده مؤمنى نيست و به همان دليل كه مؤمنى نيست كافرى هم نيست . وقتى كه پيغمبرى با آيات و بيّنات ( به تعبير قرآن ) به ميان مردم مىآيد اينجاست كه مردم از نظر عكس العملى كه در مقابل او نشان مىدهند دو گروه ( و گاهى سه گروه ) مىشوند : يا مؤمن‌اند يعنى عكس العمل آنها در مقابل او اين است كه گرايش پيدا مىكنند و تسليم مىشوند و قبول مىكنند . يا كافرند يعنى از قبول كردن امتناع مىكنند و او را انكار و طرد مىكنند . و يا احياناً منافق‌اند يعنى افرادى هستند كه در باطن از گروه كافرها هستند ولى دورويى و دوچهرگى به خرج مىدهند و خودشان را به ظاهر از گروه مسلمانها نشان مىدهند . و لهذا در قرآن ما دو جور كفر داريم : كفر حق و كفر ناحق . قرآن در يك جا [ به كفر حق ] تصريح مىكند . ( آيات ديگرى هم داريم . يك وقت من از المعجم المفهرس چندين آيه پيدا كردم . ) قرآن مىگويد هر مؤمنى كافر هم بايد باشد چون مىگويد : لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى « 1 » . مىگويد كه هميشه ايمان به اللَّه بايد مقرون به كفرِ به طاغوت باشد . اين همان كفر حق است . پس كفر يعنى امتناع از قبول چيزى و موضع مخالف در برابر آن گرفتن . فردى كفرِ به اللَّه پيدا مىكند ، مىشود مَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ . فردى ايمان به اللَّه و كفرِ به طاغوت پيدا مىكند ، مىشود : فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ . در سورهء شعراء هست كه فرعون به موسى مىگويد : وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَ أَنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ « 2 » . اگرچه بعضى مفسرين احتمال مىدهند كه اين كفر به معناى كفر نعمت باشد . البته احتمالش هست ولى احتمال اينكه [ معناى آيه اين باشد كه ] تو كافرِ به دين ما هستى [ نيز وجود دارد . ] همان كفرى است كه بايد هم موسى مىداشت . واقعاً فرعون راست مىگفته ، چون موسى به دين اينها كافر بود . همچنين اينكه در سورهء « قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ » مىفرمايد : قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ . لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ . وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ . وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ . وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ . لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ « 3 » . در واقع روح مطلب برمىگردد به اينكه : اى كافرانِ به دين من ، همين طورى كه شما كافر به دين من هستيد من هم كافر به دين شما هستم . شما هم كافريد من هم كافر . شما كافر به دين من هستيد و مؤمن به دين خودتان ( اگر راست بگوييد ) ، من مؤمن به دين خودم هستم [ و كافر به دين

--> ( 1 ) بقره / 256 . ( 2 ) شعراء / 19 . ( 3 ) سورهء كافرون .