مرتضى مطهرى

986

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

شرك تاريخى نيست ، يعنى آنجا كه قرآن مشركين را در مقابل مسلمين و مؤمنين قرار مىدهد نظر به اين شركهاى خفى ندارد . [ در بيان ] شرك خفى [ بايد گفت ] هر اندازه كه اخلاص ضعيف باشد شرك است . هر ريايى شرك است . هر رياكارى مشرك است اما نه آن مشرك تاريخى كه قرآن مىگويد كه نجس است يا از زمرهء مسلمين خارج است . [ اين نوع شرك ] گناه بسيار بزرگى ( گناه كبيره ) است . حتى هر اندازه كه از اخلاص انسان در عمل كاسته بشود نوعى شرك است . اگر انگيزهء انسان در يك كار عادى غير خدا باشد آن خودش يك درجه از شرك است . حديث است كه كسى كه به سخن گوينده‌اى گوش مىدهد اگر براى خدا گوش كند در همان حال دارد خدا را پرستش مىكند ، اگر براى خدا گوش نكند همان ناطق را دارد پرستش مىكند . اين خودش يك نوع پرستش است . مَنْ اصْغى الى ناطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ هر كسى كه به سخن يك گوينده گوش كند دارد او را پرستش مىكند . اگر همان را براى خدا گوش كند در همان حال دارد خداپرستى مىكند ؛ براى خدا گوش نكند ، در همان حال خداناپرستى مىكند ، يعنى نوعى شرك . اما اينها شركهاى تاريخى نيست ، بحث ما روى شرك تاريخى است . حتى حديث دارد كه شركهايى در حدهايى در انسان نفوذ پيدا مىكند كه اصلًا انسان خودش نمىفهمد . در حديثى هست : انَّ دَبيبَ الشِّرْكِ فِى الْقَلْبِ اخْفى مِنْ دَبيبِ النَّمْلَةِ السَّوْداءِ عَلَى الصَّخْرَةِ الصَّمّاءِ فِى اللَّيْلَةِ الظَّلْماءِ « 1 » . يعنى پيدايش شرك روى دلها مخفىتر است از حركت مورچهء سياه در شب تاريك روى سنگ سخت . چقدر بىعلامت است ؟ ! چون بحث ما روى شرك تاريخى است ، لزومى ندارد روى اقسام شرك بحث كنيم . معنى كافر لغت ديگر در قرآن لغت « كافر » است . آيا لغت كافر مرادف با مشرك است ؟ مسلّم مرادف با مشركِ در اصطلاح قرآن نيست چون شامل اهل كتاب هم مىشود و قرآن اهل كتاب را مشرك از نظر تاريخى نمىنامد ولى كافر مىنامد . و بلكه حتى اعم از مشرك و اهل كتاب است ، يعنى افرادى كه نه مذهب شرك و نه مذهب اهل كتاب را دارند ولى مذهب اسلام را هم ندارند ، اينها كافرند ؛ اگرچه اينها هميشه در اقليت بوده‌اند چون مذهب يك امر فطرى است و در طول تاريخ هميشه مذهب به شكلى وجود داشته . افراد و گروههايى بوده‌اند كه اساساً هيچ مذهبى نداشته‌اند و يا اگر هم به يك معنا يك پرستشى داشته‌اند [ مذهب شمرده نمىشود چون ] ركن دين و مذهب در قرآن اعتقاد به

--> ( 1 ) بحارالانوار ، ج 72 ، باب 98 / ص 96 ، با اندكى اختلاف .