مرتضى مطهرى

971

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

استاد : نه ، معنى سوم همين بود ، حالا در « لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ » شايد اين‌جور مىشود گفت ، چون آيهء قبلش اين است : قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ . لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ « 1 » . . . من معبودهاى شما را هرگز پرستش نمىكنم ، شما هم معبود مرا پرستش نمىكنيد . پس شما يك نوع عبادت داريد ، عبادت شرك آميز ؛ من هم يك نوع عبادت دارم ، عبادت توحيدى . لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ عبادت خودتان مال خودتان و عبادت من مال خودم . من به راه خودم شما به راه خودتان . بنابراين اينجا حتى مىشود گفت كه [ معنى دين ] مجموع دستورها هم نيست ، همان راه ، روش ، اطاعت است . اينكه مىگويد اطاعت ، چون انسان وقتى مىخواهد اطاعت كند در واقع مىخواهد راهى را طى كند . پس « لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ » يعنى براى شما طريق و راه شما ، براى من هم طريق و راه خودم . - اينكه مىفرماييد معناى سوم معناى جامع است ، وقتى آن آيه مىفرمايد : إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ ، اين سؤال پيش مىآيد كه آنهايى كه به اين دستورات مدوّن اعتقاد ندارند يا اصلًا با آن آشنا نيستند اگر براساس آن فطرت خودشان عمل كنند مسلمان محسوب مىشوند يا محسوب نمىشوند ؟ استاد : مىخواهيد بگوييد آيا مسلمان فطرى محسوب مىشوند يا مسلمان زائد بر مسلمان فطرى ؟ مسلمان فطرى محسوب مىشوند . مقصود اين است كه هر كسى به حسب فطرت اوليهء خودش مسلمان است ( كُلُّ مَوْلودٍ يولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ ) . « مسلمان است » يعنى اينچنين آفريده شده است كه در مقابل حقيقتى كه به او عرضه شود و هنوز عرضه نشده است خاضع و تسليم است . - در واقع ديندار به معناى اول . استاد : ولى در حالت بالقوّه . در حالت بالقوّه ، هركسى مسلِم است . تا پيغمبرى راه و روش خودش را عرضه نكرده است مردم نه مؤمن‌اند نه كافرند نه منافق ؛ يعنى قبل از آنكه بر مردم چيزى عرضه شود نه كسى مؤمن است چون بايد يك چيزى عرضه بشود تا به آن ايمان بياورد ، هنوز چيزى عرضه نشده . نه كافر ، چون كافر يعنى منكر . كفر يعنى جحود ، انكار ، پوشاندن . پوشاندن در جايى مىگويند كه چيزى بر كسى عرضه شود و او آن را طرد و رد كند و رويش را بپوشاند . منافق هم كسى است كه در باطن كافر است و در ظاهر مؤمن . يك آدمى است دو رو ، روى ظاهر دارد و

--> ( 1 ) كافرون / 1 و 2 .