مرتضى مطهرى
948
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بنابراين مسئلهء ارزشهاى انسانى مطرح است ، همينهايى كه اين آقايان امور انتزاعى و ذهنى و متافيزيكى مىدانند ، ولى اينجور نيست ، از نظر اسلام اينها حقيقت است و اصلًا انسانيت انسان قائم به اينهاست و اگر اينها را از انسان بگيريم انسان با حيوان هيچ فرقى نمىكند . پس ما در باب دين به عنوان يك پديدهء تاريخى بايد به اين مسئله هم توجه داشته باشيم ، تا اينكه در آيات بعد كه مىخوانيم ببينيم مطلب چيست . ما دو دسته آيات ديگر فعلًا اينجا يادداشت كردهايم ، يكى آياتى كه ملأ در آن آيات هست و ديگر آياتى كه مترَف در آن آيات هست . البته قسمت سومى هم داريم كه مىشود آن را جداگانه حساب كرد و آن آياتى است كه « مجرم » در آن به كار رفته است ، چون « مجرمين » هم در بعضى آيات به عنوان گروهى كه در مقابل پيغمبران صف آرايى مىكردند [ مطرح شده است . ] هم آيات ملأ زياد است هم آيات مترَف ، آيات مجرم هم سه چهار آيه است كه اينها را بعد مىخوانيم . - شما در بحث از « مذهب » مسئلهء توحيد و شرك را مطرح كرديد . آيا كفر به معناى نفى پرستش خداوند است يا نفى هر نوع پرستشى ؟ استاد : كفر اساساً نفى پرستش نيست . - آيا مىشود گفت نوعى شرك است ؟ استاد : نه ، هر كفرى [ شرك نيست . ] كفر يك مفهوم اثباتى دارد . مقصود جحد و انكار است . و كفر در مقابل دعوت انبيا پيدا مىشود . نه اين است كه مردم يا موحدند يا كافر ( اينجا بايد گفت مردم يا موحدند يا مشركند و يا نه موحدند نه مشرك ، يعنى لامذهب مطلقاند ) ، بلكه مردم يا مؤمنند يا كافر ، يعنى كفر و ايمان دو معنى است كه پس از آمدن پيغمبران و عرضه داشتن دين پيدا مىشود : عدهاى گرايش پيدا مىكنند ، اينها مؤمنند ، و عدهاى اين رسالت را انكار مىكنند ، اينها كافرند . كافر يعنى منكر رسالت . منتها اساس رسالتها بر دعوت به توحيد است . - پس به اين معنا منكر آن رسالت خاص مىشوند ولى در نهادشان بهطور خودآگاه يا ناخودآگاه هر پرستشى را نفى مىكنند . . . استاد : مسئلهء پرستش مطرح نيست . عرض كردم ، كفر معنايش انكار است . انكار به پرستش كار