مرتضى مطهرى
944
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
آمدند براى آن فلسفههايى تراشيدند كه بله ، آن خداى آسمان كه خيلى بزرگ است ، ما كجا كه بخواهيم با او ارتباط پيدا كنيم ، ما بايد با اينها ارتباط پيدا كنيم تا اينها واسطهء ما با او باشند ، و الّا حد ما كوچكتر از اين است كه با او ارتباط پيدا كنيم . پس مخلوطى از جهالت و اغفال و وسوسه و نادانى و عادت و امثال اينهاست كه به صورت يك شرك در ميان مردم پيدا مىشود . شكستن حريم توحيد واقعاً هم همينطور است . مثلًا برخى عقايد كه همين تودهء مردم خود ما در مسائل مذهبى پيدا مىكنند هيچ ريشهء اقتصادى و امثال اينها ندارد ، فقط ريشهاى در جهالت مردم دارد . فرض كنيد جا نماز درست مىكند ، فكر مىكند كه اين جا نماز را قشنگتر كند ، عكس يك گنبد و بارگاهى روى آن ، همان جا كه مىخواهند سجده كنند مىكشد . يا روى مُهرى كه مردم مىخواهند سجده كنند مىآيد عكس گنبد و بارگاه مىكشد يا « اللَّه ، محمد ، على ، فاطمه ، حسن و حسين » مىنويسد ، يعنى حريمهايى را كه خود اسلام براى توحيد قائل شده براى اينكه مردم نلغزند حفظ نمىكنند . خود اين شرك نيست اما حريم توحيد را شكستن است . چرا اسلام مىگويد كه وقتى مىخواهى به نماز بايستى اگر چراغ يا آتشى جلويت باشد اين امر مكروه است ؟ چراغ يا آتش جلو من باشد يا نباشد [ چه تأثيرى دارد ؟ ] مىگويد براى اينكه وقتى چراغ يا آتش جلويت است عمل تو اندكى شباهت پيدا مىكند به عمل كسى كه دارد آتش را تقديس مىكند . براى اينكه آن حريم محفوظ بماند ، همين صورت ظاهر - كه تو در مخيلهات هم تقديس آتش خطور نمىكند - مكروه است و بهتر است نباشد . يا اگر انسانى در قبلهء تو نشسته است مكروه است كه آنطور نماز بخوانى . اگر عكسى مقابل روى تو هست ، روى آن را بپوشان . اينها مسائلى است كه خودش فى حد ذاته شرك نيست ولى حريم توحيد را مىشكند . توحيد يك مقدار حريم دارد . وقتى كه حريم توحيد شكسته شود كم كم مردم ندانسته وارد خود شرك مىشوند . به تدريج [ به آن شىء ] اصالت مىدهند . وقتى مدتى گذشت و عكسى در قبله بود ، مىگويند حالا كه عكسى اينجا هست چه بهتر كه عكس پيغمبر جلو نمازمان باشد ، نمازمان بهتر مىشود ، يا عكس على جلو نمازمان باشد . كم كم [ معتقد مىشوند كه ] عكس على را از جلو نماز نبايد برداشت . به تدريج ديگر خدا فراموش مىگردد و فقط على مىشود . آن شرك است . اين يك مكانيسم خيلى عادى و سادهء روان شناسى دارد و لهذا افرادى مثل مرحوم آقاى بروجردى شديداً اشكال مىكردند [ كه چنين كارهايى انجام شود . زمانى كه ] « 1 » به مشهد رفته بودند ،
--> ( 1 ) [ افتادگى از نوار است . ]