مرتضى مطهرى
940
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مذهب و تقديس و پرستش ) بر خلاف نظريهء بعضى از جامعه شناسان معلول اجتماع نيست يعنى چنين نيست كه انسان با يك حالت بيطرفى به دنيا مىآيد و وارد جامعه مىشود و جامعه اينها را در نهاد انسان وارد مىكند ، بلكه اينها به صورت يك نوع غريزه در انسان وجود دارند يعنى جزو ابعاد وجود انسانند ، در آغاز خلقتْ اين استعدادها در انسان نهفته است . در جامعه اين استعدادها باز و شكفته مىشود يعنى انسان مانند زمينى است كه بذرى در آن نهفته و در زير خاك مدفون است . به ظاهر كه انسان اين خاك را نگاه مىكند چيزى نمىبيند ولى وقتى كه اين زمين از نظر آب و هوا و غير آن در شرايط مساعد قرار گرفت مىبيند آنچه كه در درون دارد در او بروز و ظهور مىكند . گرايشهاى معنوى انسانى در نهاد هر كسى به صورت بالقوه وجود دارد ، جامعه اينها را با عوامل تربيتى خودش پرورش و رشد مىدهد و خود انبيا در درجهء اول عامل پرورش دهندهء اين بذرهاى نهفته در نهاد هر انسان هستند . انبيا گرايش مذهبى را ايجاد نمىكنند ، همين طورى كه خداوندان هنر و زيبايى گرايش به زيبايى را در انسانها ايجاد نمىكنند بلكه در زمينهاى كه در انسانها اين گرايش وجود دارد يك شىء زيبا عرضه مىدارند ، با عرضه داشتن آن اين گرايش را پرورش مىدهند . مثلًا حافظ ذوق زيبايى پسندى كلام و سخن را در انسانها ايجاد نكرده ، اين ذوق و استعداد در انسانها بوده ، اگر او و امثال او نبودند و كلام زيبا بر انسان عرضه نمىشد اين استعداد در انسان نهفته باقى مىماند ، خودش هم نمىدانست كه چنين چيزى را در درون نهفته دارد . ولى وقتى كه اينها آمدند اين هنر انسانى را عرضه كردند ، اين استعدادِ نهفته در انسان بروز مىكند ، آنوقت انسان خودش هم مىفهمد كه من ذوقى دارم به نام ذوق شعر . و همچنين ساير مظاهر زيبايى كه در خلقت هست ، زيبايى معنوى و زيباييهاى ظاهرى . مذهب همچنين چيزى است . در نهاد هر انسان استعداد گرايش به مذهب مانند يك بذر زيرزمينى وجود دارد . پيغمبران مىآيند و اين استعداد را پرورش مىدهند و به فعليت مىرسانند . اين استعداد در همهء افراد انسان اعم از غنى ، فقير ، سياه و سفيد وجود دارد ، منتها با يك تفاوت : انسانها ممكن است از نظر عوامل اجتماعى به تعبير قرآن دچار يك سلسله موانع و حجابها باشند ، مثل يك زمين آفت زده كه بروز اين استعداد فطرى در آن دشوار است ؛ يعنى آن حالت بالفعلش با اين حالت بالقوهاش در حال جنگ است . احياناً اين حالت بالقوه آن حالت بالفعل را درهم مىشكند يا برعكس ، آن حالت بالفعل نمىگذارد اين حالت بالقوه در او بروز و ظهور كند . انبيا كه مىآيند ، براى مبارزهء با فرعونها مىآيند . فرعون يعنى يك شخصيت عوضىِ ساخته شدهء اجتماعى ، به تعبير قرآن يك طاغوت اجتماعى . مىآيند براى درهم شكستن اين طاغوت ، اما در درجهء اول به آن وجود انسانى نهفته و محبوس در درون خود او متوسل مىشوند . مىآيند او را متذكر كنند ( تذكر و يادآورى ) . مىخواهند او را بيدار كنند و اول مىخواهند با دست او اين شخصيت بالفعل را درهم