مرتضى مطهرى

94

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اخلاق را نفى كنند مىگويند اخلاق كمونيستى يعنى هرچه كه به سوى انقلاب باشد ، خوب و بد ما در همين يكى خلاصه مىشود ؛ ديگر مفاهيم راستى ، درستى ، امانت ، حق شناسى ، حق ناشناسى و غيره حرف مفت است ؛ اين كار به آن آينده كمك مىكند [ پس خوب است . ] مثل اينكه بگوييم كود به رشد اين گياه كمك مىكند يا نه ؟ كمك مىكند ، پس خوب است . اين كار هم به انقلاب كمك مىكند پس خوب است ، به انقلاب صدمه مىزند پس بد است . اگر ما تمام انبيا و اوليا را بكشيم انقلاب يك قدم پيش مىرود ، پس خوب است . و لهذا اينها در آن فرضيهء « اصلاح يا انقلاب » مخالف اصلاح‌اند ، مىگويند اصلاح انقلاب را به تأخير مىاندازد ، پس اصلاح [ بد است . ] قائل به اخلال هستند ، مىگويند نابسامانى موجّه است چون نابسامانى تضاد و كشمكش را بيشتر مىكند ، وقتى كشمكش بيشتر شد جنگ و مبارزه شديدتر مىشود و انقلاب سريعتر انجام مىشود . بنابراين ، اين حرفها اساساً در اين منطق درست نيست . - اگر اين صحيح نباشد ، اصل تضاد چگونه مىتواند اثبات وجود كند ؟ استاد : [ از نظر آنها ] اين يك جريانى است در طبيعت و تنها مربوط به انسان نيست . اصلًا طبيعت جريانش اين است كه هميشه به سوى ضد خودش تمايل دارد . اين ديگر لازمهء طبيعت است . جامعه هم به عنوان يك واحد طبيعى اين‌طور است ، هميشه در درون خودش ضد خودش را مىپروراند . - آخر ضد چگونه مىتواند اثبات وجود كند و آن را به زبان خودش نگويد ؟ استاد : به زبان خودش مىگويد . - لذا آنها هم مىگويند ما به زبان خودمان مىگوييم . وقتى مىگويد سرمايه‌دار بد است . . . استاد : سرمايه‌دار هم مىگويد تو بدى . ولى اين فلسفه اين است كه سرمايه‌دار اصلًا وجدانش همين است ، واقعاً اين‌جور فكر مىكند كه اين بد است و بايد هم همين‌طور فكر كند . سخن اين است . نمىگوييم كه نمىگويد « بد » [ و اين كلمه را به كار نمىبرد ] بلكه مىگوييم كه مىگويد مفهوم « خوب است » و « بد است » هيچ گاه از يك مقام آزاد نيست . حرف ديگران اين است كه انسان يك وجدان آزاد دارد ، مىتواند سرمايه‌دار باشد و سرمايه دارى را تقبيح كند يا مىتواند كارگر باشد و