مرتضى مطهرى

938

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

3 . نظريهء برخى ماترياليستها گروهى ديگر آمدند گفتند اين‌طور نيست . آن اصل اساسى را در مورد مذهب قبول كردند كه مذهب هم خاستگاه مادى و طبقاتى دارد ولى [ گفتند ] چه دليلى دارد كه ما دو گونه اخلاق داشته باشيم ، اخلاق طبقهء حاكم و اخلاق طبقهء محكوم ، و دو گونه فلسفه و دو گونه ادبيات و دو گونه هنر و دو گونه معنويات داشته باشيم ولى دو گونه مذهب نداشته باشيم ؟ مذهب هم مثل همهء چيزهاى ديگر . ما مذهبى داريم مذهب مستضعفين ، مذهبى هم داريم مذهب استضعافگرها . آن مفاهيمى كه شما مىگوييد ، مفاهيمى است كه در مذهب گروه استضعافگر درست شده . سرنوشت حتمى يك چيزى است كه آنها ساخته‌اند . فكر معاد به اين صورت كه حوالهء به معاد به عنوان دنياى بعد از مردن بدهند مال مذهبهاى طبقهء حاكم است . صبر و رضا و تسليم و توكل و زهد و مانند آن مال مذهب طبقهء حاكم است . مذهب طبقهء محكوم اساساً نه به سرنوشت حتمى قائل است و نه حوالهء به آينده مىدهد . شما مىبينيد كه در تفسيرهايى كه حالا براى قرآن مىنويسند « 1 » رسماً [ اين مطلب را ] مىنويسند . هر جا كه در قرآن « دنيا » دارد مىگويند يعنى نظام پست‌تر ، نظام سرمايه دارى ، هر جا كه « آخرت » است مىگويند يعنى نظام برتر ، نظام سوسياليستى . آن حواله‌هاى به آينده ، همه را از قرآن برداشته‌اند . آخرت يك دفعه شده نظام سوسياليستى و دنيا هم شده نظام سرمايه دارى ! پس [ از نظر اين گروه ] مذهب در عين اينكه خاستگاه مادى و طبقاتى دارد اما مانند هر روبناى ديگر دو ماهيت دارد يعنى ما دو گونه مذهب داريم متضاد با يكديگر . همين طورى كه شما قبول كرديد كه ما فلسفه‌هاى متضاد داريم ، مذهبهاى متضاد هم داريم ، و اساساً شرك در قرآن از مقولهء مذهب است نه از مقولهء لامذهبى . اين سخن راست است ؛ شرك در قرآن لامذهبى نيست ، مذهب است . اينها مىگويند كه انبيا هيچ وقت با لامذهبى مبارزه نكرده‌اند . شما در كجا مىتوانيد پيدا كنيد كه انبيا با لامذهبى مبارزه كرده باشند . انبيا با مذهب حاكم مبارزه كردند و اساساً مبارزهء با لامذهبى ، اينكه نقش مذهب مبارزهء با لامذهبى باشد خدعهء مذهب حاكم است . وقتى كه مىخواهد مذهب محكوم را از وظيفه و رسالتى كه دارد يعنى مبارزهء طبقاتى با طبقهء استضعافگر - كه آن طبقهء استضعافگر هم از خودش مذهبى دارد - بازدارد و مسير مبارزهء مذهب را كه بايد عليه آن طبقه باشد منحرف كند مىآيد مسئلهء لامذهبى را طرح مىكند و مىگويد مذهب بايد عليه لامذهبى بجنگد . نه ، مذهب نبايد عليه لامذهبى بجنگد . كجاى قرآن دارد كه مذهب بايد عليه لامذهبى بجنگد ؟ اين مفاهيم متافيزيكى كه براى مذهب درست كرده‌اند و در مقابلش مفاهيم ديگرى و اين جنگها را ساخته‌اند همه ساختگى

--> ( 1 ) [ اشاره به تفسيرهايى است كه گروه « فرقان » كه استاد را به شهادت رساند منتشر مىكردند . ]