مرتضى مطهرى

920

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مىگوييم قرآن دو سنت را بيان كرده . ولى اين نظر هم درست نيست ، به دو دليل كه يك دليلش ردّ نظريهء اول هم خواهد بود و آن اين است كه قرآن هردو را به نحوى گفته است كه نشان مىدهد يك مطلب را مىگويد ، يا اين است يا آن ، نمىشود دو سنت باشد ؛ چون در مورد هردو گفته كه شما را رهبر قرار مىدهيم ، شما را وارث قرار مىدهيم ، حكومت و وراثت و امامت زمين را به اين گروه مىدهيم . نمىشود كه اين امر به دو گروه در آن واحد داده شود ، دو گروهى كه در يك جا اصلًا مخالف يكديگر هستند ، اين فقط مستضعف است و آن فقط مؤمن . قرآن از يك مطلب سخن مىگويد . يك جا مىگويد : وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ . بنا بر اينكه اين اصل كلى باشد ، سخن از وراثت و امامت است كه به مستضعفين داده مىشود . جاى ديگر مىگويد : وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ « 1 » . اينجا وعدهء وراثت زمين را به صالحان داده ، آنجا ( اگر اين اصلْ كلى باشد ) وعدهء وراثت را به مستضعفين داده . ما دو وراثت در آن واحد نمىتوانيم داشته باشيم . آنجا وعدهء وراثت را به مستضعفين داده ( اگر مقصود اصل كلى باشد ) ، در يك آيهء ديگر مىفرمايد : وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ « 2 » كه تعليل كرده . باز امامت را به صابران و موقنين داده است كه [ صبر و يقين ] يك امر معنوى است . بعلاوه قرآن در هيچ جا اهل ايمان و عمل صالح را استثنا نكرده از كسانى كه مورد عنايت و محبت و مرحمت الهى هستند ، نگفته كه مؤمنين و عاملان به عمل صالح يك جا هم مىشود كه مغضوب ما واقع مىشوند با اينكه مؤمن و عامل به عمل صالح‌اند ؛ آن را مطلق مىپذيرد . ولى در مواردى سخت به مستضعفين حمله مىكند . پس معلوم مىشود مستضعف بودن از آن حيث كه مستضعف بودن است خواه آنكه ايمان و عمل صالحى باشد يا نباشد ملاك مورد منت و عنايت الهى واقع شدن نيست چون آيات زيادى داريم كه در آن آيات گروهى از مستضعفين را به نام مستضعفين ياد كرده و در عين حال اينها را به شدت انتقاد كرده و كوبيده ، چرا ؟ گفته شما چرا ايمان پيدا نكرديد ، چرا به ايمان گرايش پيدا نكرديد ؟ پس اولًا ايمان را عين استضعاف نشمرده . آنجا كه ميان استضعاف و ايمان تفكيك شده ، به شدت مستضعف را كوبيده [ و گفته است ] تو هم كه ايمان ندارى با مستكبرين بايد يك سرنوشت داشته باشى . پس اين جهت ، هم نفى مىكند دو سنت بودن را و هم نفى مىكند سنت واحد بودنى را كه ملاك سنت واحد استضعاف شدگى باشد .

--> ( 1 ) انبياء / 105 . ( 2 ) سجده / 24 .