مرتضى مطهرى
892
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
خاستگاه مذهب گفتيم براى اينكه بشناسيم قرآن كريم به تاريخ و جريانهاى تاريخى با چه ديدى نگاه مىكند راهها و علامتهاى متعددى هست كه قسمتهايى از آن را ذكر كرديم . يكى از آنها مسئلهء نقطهء مقابلها و ضدهاست كه اضداد پيغمبران ، آنهايى كه در مقابل اين دعوتها ايستادگى و مقابله مىكردند مطابق آنچه قرآن معرفى مىكند چه افرادى و داراى چه مشخصاتى بودهاند ؟ از باب همان قاعدهء معروف كه مىگويند : « تُعْرَفُ الْاشْياءُ بِاضْدادِها » يكى از راههاى شناسايى اشياء شناختن ضد آنهاست . اگرچه منطقيين مىگويند شىء از راه ضد به نحو تعريف منطقى شناخته نمىشود ولى به نحو ديگر - كه اينجا هم مقصود همان نحو ديگر است - مىتوان از راه اضداد ، خود ماهيت اين دعوت يا بينش را شناخت . اينجا كه مىگوييم اضداد ، در آنِ واحد هردو طرف را بايد بگوييم ، يعنى موافقين و مخالفين : موافقين انبيا كلًا چه گروههاى اجتماعى هستند و مخالفين انبيا كلًا چه گروههاى اجتماعى هستند ؟ اينجا همان مسألهاى مطرح است كه عدهاى روى اين مسئله بالخصوص ، تكيه كردهاند و در ادبيات عربى بالخصوص از خيلى سالها پيش اين قضيه رايج شد كه حالا در ايران هم خيلى رايج شده است . در ايران شايد اولين عاملى كه اين [ فكر ] را رايج كرد نوشتههاى دكتر علىّ الوردى بود . او عراقى بود و چند كتاب نوشت ، بعد هم اصلًا اسمى از او برده نشد ، نمىدانم چه شد . يك كتابش كه به نام مَهزلة العقل البشرى بود در اين زمينه زياد بحث كرده . اين افراد مىگويند كه قرآن نقطههاى مقابل را هميشه يك گروه اقتصادى معرفى مىكند ، يعنى مشخّص گروههاى مقابل مشخّص اقتصادى است . اغنيا ، مترفين ، ملأ ، مستكبرين هستند كه هميشه نقطهء مقابل انبيا هستند .