مرتضى مطهرى
839
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اسلامى كه عيناً همين بحثها دربارهء آن هم هست . خلاصه علت تشكيل يك ملت و علت از بين رفتنشان و نوساناتى كه پيدا كردهاند . اينها يك سلسله قواعد و ضوابط است كه به اين صورت كشف مىشود كه اول مورخ همان حوادث جزئى و شخصى را به عنوان موضوع تحقيق خودش انتخاب مىكند نه اينكه مورخ مىخواهد ناقل آنها باشد . مورخ علمى ، آنها را موضوع تحقيق خودش قرار مىدهد ؛ همين طورى كه يك عالم طبيعى مثلًا زيست شناس يا شيميست كه دربارهء مادهاى مطالعه مىكند آن ماده را در لابراتوار خودش مىآورد و در آنجا تجزيه و تركيب مىكند ، آزمايش و بررسى مىكند ، مورد دقت قرار مىدهد براى اينكه آن را بشناسد ، رابطهاش را با اشياء ديگر كشف مىكند تا به وسيلهء مطالعهء در امور جزئى به كشف يك قانون كلى دربارهء اين ماده نائل بشود . مثل آن كسى كه دربارهء بيمارى سرطان مطالعه مىكند . اين بيمارى را از جنبههاى مختلف مورد آزمايش و تجربه قرار مىدهد براى اينكه بتواند علت پيدايش اين بيمارى و يا موجبات از بين بردن آن را كشف كند كه در خيلى مسائل ، بشر مىتواند كشف كند گاهى هم نمىتواند . حوادث تاريخى براى چنين مورخى ، يعنى محقق تاريخ ، حكم همان موادى را دارد كه در يك لابراتوار جمع مىشود با اين تفاوت كه محقق تاريخ از اين جهت به يك قاضى شبيهتر است تا يك شيميست ، چون شيميست مواد مورد آزمايشش يك مواد عينى حاضرى است و روى آن تجزيه و تحليل و بررسى عينى و عملى مىكند ، ولى قاضى دادگسترى چنين نيست ، حادثهاى قبلًا واقع شده ، مثلًا آدمى كشته شده و افرادى هم متهم هستند و شاهدها و قرائنى هم هست ، اينها را به صورت يك پرونده در جلو خودش قرار مىدهد . خود حادثه كه در گذشته تمام شده و رفته ؛ اگر خود حادثه را مىديد كه ديگر احتياجى به اين حرفها نبود . حادثه زمانش گذشته ولى پروندهء حادثه پيش او موجود است ، بر اساس پروندهاى كه از اين حادثه دارد روى آن مطالعه مىكند . قهراً تجزيه و تحليلش تجزيه و تحليل عقلى خواهد بود . او كه نمىتواند اين كاغذها و مركبها را در لابراتوار خودش تجزيه كند ، بلكه روى اينها محاسبهء عقلى و ذهنى مىكند و از مجموع قرائن كشف مىكند كه مثلًا عامل اصلى اين جرم فلان كس بوده يا فلان كس نبوده ، اين متهمها دخالتى در اين جرم داشتهاند يا دخالتى نداشتهاند . مورخ هم براى حوادثى كه در گذشته بوده است ولى فعلًا وجود ندارد پرونده تشكيل مىدهد و روى پرونده مطالعه مىكند و قهراً تجزيه و تحليلى كه مورخ به عمل مىآورد از نوع تجزيه و تحليلهايى است كه قاضى به عمل مىآورد يعنى روى پرونده است ، قهراً روى [ امر ذهنى و در ] ذهن خودش است ، محاسبهْ عقلانى است ، نه روى امر عينى و خارجى ، چون امر عينى و خارجى كه از يك نظر در مقابلش وجود ندارد . اين است كه همين طورى كه كار يك قاضى به كار يك فيلسوف شبيهتر است ، منتها قاضى يك امر جزئى را مىخواهد كشف كند ، كار يك مورخ هم به