مرتضى مطهرى

828

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

انسان است ، فطرت نداشتن انسان است ، برنامهء واقعى و تكوينى نداشتن انسان است . اصلًا معنايش انسان نبودن انسان است ، معيار نداشتن انسان است ، چون انسانيت به همان فكر و عقيده‌اش است ، به آن خلق و خوىاش است ، به آن راه و روشش است . اينكه « تو هرچه كه مىخواهى باشى باش ، فقط مزاحم ديگران نباش » يعنى انسانيت هيچ ؛ هر كه هرچه شد و هرچه فكر كرد همان خوب است ، هر كه هر جور بود و به اصطلاح هر بودنى داشت همان خوب است ، هر راهى هم رفت همان خوب است ، فقط مزاحم ديگران نباشد . چقدر فرق مىكند [ با نظريهء فطرت ! ] مسئلهء اكثريت آراء اينجاست كه در باب فلسفهء اجتماعى ، اين مسئله كه آيا واقعاً مسئلهء اكثريت آراء چه تكليفى پيدا مىكند - كه اين هم در همين كتاب طرح شده - مطرح مىشود . مسئلهء اكثريت يك وقت هست براى رسيدن به حق است ، در اين صورت هيچ ملاك نيست و اكثريت هيچ ارزشى ندارد . و چقدر در اسلام روى اين قضيه تكيه شده و حتى بلكه به اكثريت بىاعتنايى شده كه اكثريت را هرگز معيار حق و حقيقت نمىشود قرار داد . در اسلام هرگز اكثريت به عنوان معيار يك حق و يك حقيقت شناخته نشده ، حالا مىخواهد اين بندگان آزادى و دمكراسى به مفهوم [ غربى آن ] « 1 » خوششان بيايد مىخواهد خوششان نيايد . بله ، اكثريت گاهى نه به عنوان كشف حقيقت ، بلكه به عنوان قطع اختلاف [ به كار مىآيد ، به عنوان ] يك امرى كه به اختلافات فيصله مىدهد ، يعنى در جايى كه حق مجهول است . نظير استخاره است براى انسان ، كه وقتى انسان مردد مىماند و هيچ راهى ندارد اين را انتخاب كند يا آن را ، استخاره مىكند . بالاخره هرچه هست استخاره يك طرف را برايش تعيين مىكند . يا مثل قرعه است . گاهى كار به جايى مىرسد كه اصلًا راهى براى كشف حقيقت نيست . قرعه راه كشف حقيقت نيست اما فيصله دهنده به مطلب است . مثلًا چند نفر مالى را دارند و مىخواهند تقسيم كنند ، بعد چند قسمتش مىكنند ، حالا اين قسمت مال اين باشد يا آن ، راهى ندارند غير از اينكه قرعه بكشند . در اسلام هم گفته‌اند : الْقُرْعَةُ لِكُلِّ امْرٍ مُشْكِل ، يا : الْقُرْعَةُ لِكُلِّ امْرٍ مُشْتَبِه . اما نه اينكه معنايش اين است كه قرعه خودش حقيقت را براى انسان كشف مىكند . در برخى موارد هم هست كه چند نفر مىنشينند با همديگر سخن مىگويند ، منطق را به كار مىبرند ، اين دلايلش را مىگويد آن هم دلايلش را مىگويد ، افرادى هستند حقيقت جو ، اگر توانستند همديگر را قانع كنند بسيار خوب ، ولى وقتى كه نتوانستند يكديگر را قانع كنند نبايد بايستند ، بالاخره يك طرف را بايد انتخاب كنند و يكى از اين دو رأيى كه در اينجا هست بايد

--> ( 1 ) [ اين كلمه در نوار نامفهوم بود . ]