مرتضى مطهرى
825
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
شما الآن داريد آنها نخواهند داشت . جامعهء واحد انسانى پس اين امر بر اساس يك چنين فلسفهاى است و آن فلسفه را ما از يك نظر فلسفهء فطرت مىناميم ، از يك نظر ديگر فلسفهء حق گرايى انسان ، كه اين همه در قرآن مسئلهء حق و مسئلهء باطل مطرح است و حق يك واقعيت است . [ انسان ] « 1 » در عمق فطرت خودش حق طلب و حق گراست و انحرافاتش به باطل به تعبير تفسير الميزان از قبيل خطاى در تطبيق است يعنى انسان هيچ وقت اين فطرتش باطل نمىشود . فطرت حق گرايى در نوع انسان هميشه هست ، به ندرت افرادى هستند كه فطرتهايشان مسخ مىشود . اگر شما در يك زمان مىبينيد كه [ انسان ] از حق دورى جسته است ، باز به نام حق از حق دورى مىجويد يعنى خطاى در تطبيق است . اگر دنبال باطل مىرود باز همان فطرت حق گرايى او را به دنبال باطل - كه خيال مىكند حق اين است - مىكشاند . و اين خطاها براى هميشه در انسان باقى نمىماند ، موقت است و انسان بالاخره به حق واقعى خودش و به كمال واقعى خودش مىرسد و اين فطرت انسان است كه انسانيت را به سوى يك وحدت و يك تشابه مىبرد ، اختلافها تدريجاً در آينده كمتر مىشود و انسانِ آينده هرچه بيشتر به فكرش و به عقيدهاش و به اخلاقش و به معنويت خودش وابسته مىشود و همان چيزى كه اسمش را « جامعهء واحد انسانى » مىگذاريم در آينده به وجود خواهد آمد و اصلًا اسلام هم جز [ اين ] نيست ، يعنى برنامهاى كه در نهايت امر اين را مىخواهد به وجود بياورد . پس اين مسئله كه هويتهاى ملى در ذات خود تقدّس دارند و به اينها نبايد دست زد و حتى اسلام هم به اينها كار ندارد ، حرف درستى نيست . احتمالات دربارهء آيهء سورهء حجرات جملهء إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى « 2 » را به حسب احتمال اوّلى سه نوع مىشود ترجمه و معنى كرد . يكى اينكه بگوييم آيه مىگويداى مردم ما همهء شما را از يك پدر و مادر يعنى از يك زوجْ انسان آفريديم . مقصود اين است كه همهء نسبها به يك پدر و مادر منتهى مىشود ، كه آن وقت مقدمهاى است براى آن مسئلهء بعد كه تفاخر به نسب اصلًا بىاساس است . اگر انسانها در اجداد اوّلى به افراد متعددى مىپيوستند جاى اين حرفها بود ، ولى پدربزرگ و مادربزرگ همه يك نفر است ، پس ديگر
--> ( 1 ) [ افتادگى از نوار است . ] ( 2 ) حجرات / 13 .