مرتضى مطهرى

764

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اجتماعى بودن انسان يك بحث در مسئلهء جامعه آن بحث معروف است كه آيا انسان بالطبع اجتماعى است يا بالاضطرار اجتماعى است ؟ به تعبير قدماى ما آيا انسان مدنىّ بالطبع است ؟ اين در ميان مردم امر مسلّم و واضحى است كه زندگى انسانها در حال حاضر و در گذشته هم تا آنجا كه تاريخ نشان مىدهد زندگى اجتماعى بوده نه انفرادى ، و اين « اجتماعى » هم صرف اينكه اينها در جوار هم زندگى مىكنند مثل زندگى گلهء آهو يا زندگى جمعى از مرغها كه با هم پرواز مىكنند نيست كه با هم هستند ، با هم راه مىروند ، در يك مكان زندگى مىكنند ، بلكه مقصود اين است كه نيازهايى را كه دارند با نوعى تقسيم كار ميان خودشان رفع مىكنند يعنى كارهايشان جنبهء اشتراكى دارد ؛ اشتراكى به همين معنا كه نوعى تقسيم كار ميان افراد صورت گرفته و مىگيرد . آنگاه بحث در اين است كه آيا زندگى اجتماعى ، فطرى و طبيعى انسان است و يا اينكه اضطرارى است ، طبيعتْ انسان را به صورت انفرادى به وجود آورده ، اضطرار انسان را مجبور كرده كه با هم زندگى كنند ؛ اين ساختمان ، ساختمان زندگى انفرادى است نه زندگى اجتماعى ولى جبر خارجى انسانها را مجبور كرده است كه با هم زندگى كنند ؛ همين طورى كه حيوانهايى كه مسلّم براى زندگى انفرادى آفريده شده‌اند گاهى در يك شرايط محدودى مجبور مىشوند با يكديگر همكارى داشته باشند ، كه قبلًا مثالهايش را ذكر مىكرديم . گاوها مسلّم به صورت انفرادى آفريده شده‌اند ولى در يك شرايط محدود ، وقتى در مقابل يك درنده قرار مىگيرند ، مجبور مىشوند با همديگر يك وحدتى ايجاد كنند . مى دانيم كه در اينجا دو نظريه است . يك نظريه اين است كه انسان مدنىّ بالطبع است و اصلًا براى زندگى اجتماعى خلق شده است . نظريهء ديگر اين است كه انسان منفرد بالطبع است و مدنىّ بالاضطرار . آن اولى همان نظريهء معروفى است كه از قديم ارسطو و غير ارسطو گفته‌اند ، و اين نظريهء دوم نظريه‌اى است كه در قرن هجدهم ژان ژاك روسو بالخصوص و بعضى ديگر ابراز داشتند . كتاب قرارداد اجتماعى ژان ژاك روسو از اين جهت خيلى مفيد است ، همچنان كه كتاب آزادى فرد و قدرت دولتِ دكتر صناعى هم از نظر آگاهى به نظريات علماى جديد دربارهء اينكه آيا انسان مدنىّ بالطبع هست يا نيست مفيد و قابل مطالعه است . مثالى ذكر مىكنيم براى اينكه مطلب روشن بشود : زندگى خانوادگى چگونه زندگى طبيعى است ؟ يعنى انسانها در متن خلقت به گونه‌اى آفريده شده‌اند كه اين دو جنس به يكديگر احتياج دارند ؛ حتى از نظر ساختمان جسمانى به گونه‌اى آفريده شده‌اند كه به يكديگر احتياج دارند . مرد منفرد آفريده نشده ، زن هم منفرد آفريده نشده است . معلوم است كه در متن خلقت طورى آفريده شده‌اند كه نيازهاى طرفين به وسيلهء طرفين بايد مرتفع بشود . البته زندگى اجتماعى ، در اين حد ،