مرتضى مطهرى
755
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بعدى نمىرسد ، همين طورى كه جنين يك سلسله مراحل دارد كه آنها را طبيعت معين كرده و چون و چرا ندارد ؛ يعنى وقتى مىخواهد يك بچه به دنيا بيايد ، از آن اوّلى كه نطفهاش منعقد شده يك مراحلى را جبراً بايد طى كند تا به اينجا برسد . اگر از اول آن اسپرم مرد و آن اوول زن نباشد ، اين نطفه منعقد نمىشود . بعد هم يك مراحل معينى دارد كه همينطور طى مىكند تا از نظر اندام كامل مىشود و آماده مىشود براى اينكه در بيرون رحم زندگى كند . تاريخ هم همينطور است ، مراحلش تخلّف ناپذير است . زندگى بشر از اشتراكيت شروع مىشود ، بعد فئوداليسم ، بعد سرمايه دارى ( بورژوازى ، سرمايه دارى صنعتى و كاپيتاليسم ) و آخر هم سوسياليسم يعنى مالكيت اشتراكى ابزار توليد . ماركس مىگويد اين سوسياليسم ما سوسياليسم علمى است . يعنى چه ؟ مىخواهد بگويد سوسياليسم يك پديدهء طبيعى تاريخى است كه فقط در مرحلهء خودش مىتواند پيدا بشود ؛ مثل همان بچهاى است كه مىخواهد متولد بشود ، و مثل « پيرى » است كه مرحلهاى است بعد از مرحلهء جوانى و مرحلهء كودكى و مرحلهء جنينى ، و در مرحلهء خودش بايد پيدا بشود . انسان فقط مىتواند اين پديدهء تاريخى را كشف كند نه اينكه آن را خلق كند . يك امر اختيارى انسان نيست كه در هر مرحلهاى از مراحل اگر دلش خواست آن را ايجاد كند ؛ مثلًا دوره دورهء فئوداليسم است ، هوس بكنيم كه يك مرتبه سوسياليسم ايجاد كنيم . اين امر هوسى نيست . فئوداليسم تا دورهء خودش را طى نكند اصلًا به سوسياليسم نمىرسد . پس معناى علمى بودن سوسياليسم اين است كه يك پديدهء تاريخى است و در يك مرحلهء معينى از تاريخ وجود پيدا مىكند كه قبل از آن امكانِ وجود ندارد و در آن مرحله هم امكان اينكه وجود پيدا نكند نيست : وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ « 1 » . مطابق بيان آنهايى كه بهطور سوسياليستى آيه را توجيه مىكنند يعنى هر امتى در يك مرحلهء خاص از زمان و با يك نظام و رژيم خاص زندگى مىكند . اين يك مرحلهء معينى دارد . اين مرحلهء معين وقتى كه به لحظهء تحول به يك شكل ديگر اجتماع مىرسد كه جامعه مىخواهد تولد جديد پيدا كند و آن جامعهء گذشته مىخواهد با نظاماتش از بين برود ، آن مرحله كه مىرسد ، ديگر اجلش رسيده است . حالا كه اجلش رسيده يك ساعت هم پس و پيش ندارد ، بايد برود و ديگرى سر جاى او بنشيند . اينجاست كه اين مسئله به اين شكل بايد گفته شود : پس اينكه سوسياليسمْ علمى است به معنى اين نيست كه خودش علم است . اغلب اينطور مىگويند كه سوسياليسم خودش يك علم
--> ( 1 ) اعراف / 34 .