مرتضى مطهرى
744
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
خارج كردن است و اين خارج كردن از اعتدال اگر به يك حد معينى برسد منجر به انفجار جامعه مىشود . اصل عدالت و اصل وحدت پس اين نظريه هم مىگويد كه جامعه يك وجود عينى و شخصى دارد ، و هم جامعه را متحول و متكامل مىداند اما آنچه را كه او به نام سوسياليسم يا به نام عدالت و وحدت مىنامد يك مرحلهء خاص از تاريخ نمىداند . گفتيم دو ركن اساسى در سوسياليسم هست : يكى نبودن استثمار كه آن را به عدالت تعبير مىكنند و ديگر اينكه « من » ها به صورت « ما » در بيايند كه آن را به وحدت تعبير مىكنند ؛ دو اصلى كه در اسلام چقدر مقدس است ، اصل وحدت و اصل عدالت . عدالت ، نبودن استثمار است ؛ وحدت به معنى واقعى يعنى جامعه به صورت « ما » در بيايد و « من » ها از بين برود . در اين فرضيه ، سوسياليسم يك مرحلهء مشخص از تاريخ نيست بلكه جامعه متحول و متكامل مىشود ؛ شرط تحول و تكامل جامعه اين است كه هرچه عدالت و وحدت بيشتر بر جامعه حكومت كند جامعه مراحل تحول و تكامل خودش را بهتر طى مىكند ؛ چنان كه بچه مراحلى دارد : مرحلهء شيرخوارگى ، بعد مرحلهء كودكى و دورهء صباوت ، بعد دورهء بلوغ ، بعد دورهء جوانى ، بعد دورهء عاقله مردى و بعد دورهء پيرى . اينها مراحل است . ولى آيا تعادل وجود اين بچه خودش يكى از مراحل است ؟ نه . سلامت اين بچه به صورت يك تركيب - كه سلامت همان تعادل است - شرط پيمودن اين مراحل است . در وقتى كه شيرخوار هم هست بايد اين تعادل در او موجود باشد ، وقتى هم كه به مرحلهء پنج شش سالگى مىرسد باز بايد در او باشد ، به مرحلهء بلوغ مىرسد همينطور ، جوانى و عاقله مردى نيز همينطور . در تمام اين مراحلى كه او طى مىكند اين تعادل و اين هماهنگى ميان اعضاء و اجزاء بايد موجود باشد . نه اينكه مرحلهء وحدت و عدالت يكى از مراحل زندگى اين بچه است ، يعنى اين بچه بايد همينطور زندگى كند تا برسد به يك دورهاى كه آن دورهء نهايى برايش دورهء وحدت و عدالت بشود . وحدت و عدالت شرط تكامل جامعه است نه مرحلهء مشخصى از تاريخ جامعه ، و اگر مرحلهء مشخصى از تاريخ جامعه باشد يعنى خودش يك پديده است نه قانون . آنطور كه ما مىگوييم يك قانون است ، اينطور كه اينها مىگويند يك پديده است . اگر قانون باشد قانونْ ديگر زندگى و مردگى ندارد كه امروز به دنيا آمده فردا بايد بميرد . ولى اگر پديده باشد آن وقت سوسياليسم هم مثل كاپيتاليسم يا فئوداليسم مىشود . همينطور كه فئوداليسم يك مرحلهاى از تاريخ است ، يك روز متولد شده يك روز هم بايد بميرد و كاپيتاليسم يك مرحلهاى از تاريخ است ، يك روز متولد شده يك روز هم بايد بميرد ، سوسياليسم آقايان هم يك مرحلهاى از تاريخ است ، يك روز متولد