مرتضى مطهرى
695
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
3 سرمايه دارى قسمت آخر بحث ما دربارهء سرمايه دارى كه دنبالهء بحثهاى پيش است اين است كه مىگويند ماهيت سرمايه دارى ماهيت استثمارى است يعنى سرمايه دارى نمىتواند سرمايه دارى باشد و استثمارى نباشد . بعبارةٍ اخرى سودى كه سرمايهدار مىبرد عين استثمار است . حالا ببينيم كه روى چه اصولى اين حرف زده مىشود . آيا ما اگر بخواهيم سرمايه دارى را نفى بكنيم به اين دليل بايد نفى بكنيم كه سرمايهدار به حسب طبيعت و ماهيت خودش استثمارگر است ، كه البته اين صرفاً به يك امر اخلاقى برنمى گردد كه سرمايهدار به دليل اينكه سرمايهدار است طاغى است از باب اينكه ما مثلًا مىگوييم إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى . أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى « 1 » ، به دليل اينكه اين قدرت و تمكّن و ثروت را دارد روحيهء استثمارگرى پيدا مىكند . اين مىشود يك امر اخلاقى . امرى بيش از اين در نظر دارند و آن اين است كه اصلًا نمىتواند استثمارگر نباشد ، تضاد و تناقض است ميان سرمايهدار بودن و استثمارگر نبودن . اگر سرمايهدار به اندازهء يك درهم هم سود ببرد باز همان يك درهمش استثمار است . حالا ما مىخواهيم ببينيم كه با چه اصولى اين مطلب را بيان كردهاند . آيا مطلب از اين راه ثابت شدنى هست يا نه ؟ و اگر از اين راه ثابت شدنى نبود آنوقت ببينيم كه سرمايه دارى را از راه ديگر مىتوانيم نفى بكنيم يا نه ؟
--> ( 1 ) علق / 6 و 7 .