مرتضى مطهرى

69

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

عامل جغرافيا و حركت تاريخ در مسئلهء آب و هوا مسائلى هست كه بايد بيان شود . تأثير منطقه گاهى اين‌طور تعبير مىشود كه مردم منطقه‌هايى كه در آنجا وسيلهء معيشت وجود ندارد ، به دليل نبود وسيلهء معيشت در حال بدويت باقى مىمانند . مردم مناطقى هم كه در آنجا وسايل معيشت صد درصد از طرف طبيعت قبلًا آماده شده است باز به دليل اينكه احتياجى ندارند به اين كه كوشش كنند و با طبيعت مبارزه كنند و مواد را به صورت مفيد درآورند - چون مواد آماده را هميشه از طبيعت مىگيرند - هيچ وقت ترقى نمىكنند . ولى در مناطق حد متوسط كه نه فاقد وسيلهء معيشت است به كلى ، و نه وسيلهء معيشت كاملًا در دسترس است ، يك حالت حد وسطى هست كه زندگى انسان محصول دو چيز است : مواد اوليه ، و كوششى كه خودش به عمل مىآورد . اين ملتها ترقى مىكنند . ممكن است كسى بگويد توجيهى كه ارسطو و ديگران كرده‌اند روى اين جهت بوده . ولى در باب مناطق ، يك حرف ديگرى هم هست كه قدما مثل بوعلى سينا - كه حتماً ارسطو هم همين نظر را داشته - دارند . آنها اقليمها را به اقليمهاى خيلى سرد ، خيلى گرم و معتدل تقسيم مىكردند و معتقد بودند كه در اقليمهاى معتدل مزاجهاى معتدلتر به وجود مىآيد « 1 » و روى حسابهايى كه پيش خودشان داشتند « 2 » معتقد بودند كه در مناطق معتدل تركيبات مادى و بدنى و به قول آنها مزاجهاى معتدلتر به وجود مىآيد و مزاجهاى معتدلتر روحهاى لطيف‌تر و قويتر به وجود مىآورد . اين غير از آن نظريه است كه مردم برخى

--> ( 1 ) مقصود از « مزاج » همان تركيب بدنى است . ( 2 ) اينها يك نظريه‌اى دارند و معتقدند كه ماده هر مقدار كه اعتدالش دقيقتر باشد - به قول خود آنها - صورتهاى كاملترى پيدا مىكند .