مرتضى مطهرى
656
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
كنيم البته توجيه معقولى هم مىتواند باشد ولى قضيه صرفاً جنبهء روانى پيدا مىكند نه جنبهء ماترياليسم تاريخى به شكلى كه اينها مىگويند كه تكامل ابزار توليد به مرحلهاى رسيد كه ديگر آن روابط كافى نبود و بايد تغيير مىكرد ؛ يعنى اين مسئله را كه در دورهء بردگى ابزار توليد از چه مرحلهاى به چه مرحلهاى رسيد كه ايجاب كرد روبناها و روابط بايد به شكل ديگرى باشد كه آن شكلِ فئوداليسم است كاملًا بيان نمىكنند ، يك چيزهاى جزئى ذكر مىكنند كه به قول خودشان از نوع تغيير كمّى است نه از نوع تغيير كيفى . شكى نيست كه ابزار توليد دائماً در حال تغيير و تبديل است ، چون بشر است و به قول اينها كاراكتر انقلابى و خاصيت انقلابى دارد ، يا آنطور كه ما فكر مىكنيم روز به روز بر معلومات و تجربياتش افزوده مىشود ، يعنى بشر دوره به دوره از نظر فكرى و فنى تكامل پيدا مىكند ، براى اينكه همان قضيهء ن و القلم است و بشر اين قدرت را دارد كه اندوختههاى فكرى و تجربههاى خودش را براى نسلهاى بعد باقى بگذارد ، نسل بعد با سرمايههاى فرهنگى كه از نسلهاى پيشين به ارث برده و تجربيات جديدى كه خودش مىآموزد قهراً قدرت فنى و تكنيكى او بيشتر مىشود و ابزار توليد توسعه پيدا مىكند ؛ يعنى حالت طبيعى اين است . ولى هر تغيير تدريجى و هر توسعهء تدريجىِ ابزار توليد كافى نيست براى اينكه خصلت انقلابى داشته باشد و دورهاى را تبديل به دورهء ديگر كند مگر اينكه - همينطور كه خود اين آقايان مىگويند - تدريجاً تغييرات كمّى تبديل به تغيير كيفى بشود ، يعنى يك دفعه صنعت يك وضع جديدى پيدا كند كه اصلًا با گذشته هيچ طرف مقايسه نباشد ، مثل همان تبديل آب به بخار ، يعنى اصلًا تغيير ماهيت بدهد . مثلًا كشاورزى ماشينى با كشاورزى قبلى يك چنين اختلاف فاحشى دارد يعنى يك اختلاف ماهيتى دارد . اما اينكه در دورهء بردگى در نهايت امر چه تكامل اينچنينى براى ابزار توليد پيدا شد كه در دورههاى قبل نبود ، ما در اينجا يك چنين چيزى نتوانستيم پيدا كنيم . البته اينجا يك چيزهايى مىگويند ولى - عرض كردم - اينها از قبيل تغيير كمّى است نه تغيير كيفى . مثلًا مىگويد : گفتيم اصولًا وسايل توليد در يك حالت باقى نمىماند و مرتباً رو به ترقى و پيشرفت مىباشد ( اين البته درست است ) يعنى داراى كاراكتر انقلابى است ( البته اين هم به همان معنا كه در يك وقت خاص ممكن است درست است ولى اينطور نيست كه دائماً در حال انقلاب باشد ) و در اثر تغيير آن خواه ناخواه تغيير كيفى در اوضاع اجتماعى پديدار مىگردد . در دورهء فئوداليسم استعمال گاوآهن توسعه مىيابد . ( توسعه پيدا كردن كه تغيير انقلابى و تغيير كيفى نيست ) و مخصوصاً رشتههاى مختلف فلاحتى از قبيل باغبانى ، لبنيات سازى ، نوشابه سازى ترقى زياد مىنمايد ( اين مقدار ترقى كردن كه كافى نيست براى اينكه يك تحول كيفى در