مرتضى مطهرى

630

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

براى فشار آوردن مىشود منتفى است . اگر بگوييد كه حزب كمونيست چنين حقى دارد ، [ مىگوييم ] شما يك طبقهء جديد به نام حزب كمونيست به وجود آورده‌ايد ، يك نوع اعمال فاشيستى هم به نام طبقهء پرولتاريا انجام مىدهيد ؛ يك طبقهء ديگرى به نام كمونيسم به وجود آورده‌ايد و اين طبقه است كه [ ديكتاتورى مىكند . ] يعنى جا عوض شده است . قبلًا يك طبقه محروم و بهره ده بودند و طبقهء ديگر متنعم و بهره كش ، حالا جا را عوض كرده‌اند : آن طبقهء بهره ده قديم شده بهره كش و طبقهء بهره كش قديم شده بهره ده ؛ فرق نكرده ، فقط جا عوض كرده‌اند . - اينجا اشكالى كه ممكن است پيش بيايد اين است كه مىگويند در شرايط كنونى و با توجه به اينكه كشورهاى ديگر هنوز تحت اين نظام در نيامده‌اند ، دولت براى حفظ اين ملت در مقابل فشارهاى خارجى لازم است و وجودش در مقابل تحريكاتى كه از خارج مىشود ضرورى به نظر مىرسد ، چون ما مىبينيم كه الآن مبارزه با كمونيسم در كشورهاى سرمايه دارى و به وسيلهء علماى آنها انجام مىشود . . . استاد : اولًا اينها اين‌طور نمىگويند . اينها مىگويند هر وقت در عالم دولت وجود داشته حافظ منافع يك طبقهء معين بوده است . اصلًا فلسفهء به وجود آمدن دولت از ابتدايى كه به وجود آمده است - كه به عقيدهء اينها از وقتى بوده كه مالكيت به وجود آمده - فقط حفظ منافع يك طبقهء معين بوده است . دموكرات‌ترين دولتهاى عالم هم هميشه باز حافظ منافع برخى طبقات بوده‌اند . مىگويد هيچ فرقى هم ميان حكومتهاى جمهورى ، سلطنتى ، مشروطه و مستبد نيست ؛ ماهيت اينها هميشه يكى بوده و يكى خواهد بود . بعد كه اين حرف را مىزنند نمىگويند دولتى كه طبقهء پرولتر تشكيل مىدهد اين ماهيت را ندارد ، مىگويند اين دولت هم همين ماهيت را دارد . كاملًا تصريح مىكند ، مىگويد اين دولت هم عيناً همين جور بر طبقات ديگر فشار مىآورد . و هيچ بر اين تكيه نمىكند كه از نظر حفظ سياست خارجى ، يك قدرتى لازم است براى اينكه اين منافع را در مقابل ديگرى حفظ كند . بلكه مىگويد اساساً اين ديكتاتورى ، ديكتاتورى و فشار است و اين ديكتاتورى و فشار ، مشروع هم هست ؛ تا حالا آن فشار مىآورد حالا اين حق دارد فشار بياورد . اصلًا مىگويد فشار . حال من عبارتهاى خود لنين و غير او را در اينجا بخوانم . نويسنده مىگويد : كائوتسكى ( در كتاب ديكتاتورى پرولتاريا كه عليه لنين نوشته ) انتقاد شديدى از حكومت ديكتاتورى پرولتاريا نموده و در صفحات مختلف كتاب خود مىگويد اصولًا ديكتاتورى ضرورى نيست و باعث تخريب دموكراسى مىباشد . كلمهء ديكتاتورى از لحاظ لغوى اصولًا