مرتضى مطهرى

616

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اجتماع اشتراكى و قبيله‌اى بدوى و ايجاد اجتماع طبقاتى اوليه شد . خلاصهء مطلب اين است كه ابزار توليد تكامل پيدا كرد ، اعاشهء افرادى به حساب افراد ديگر امكان پذير شد و از همين جا جامعه يك قدم به سوى تكامل برداشت ؛ يعنى يك دوره‌اى پشت سر افتاد و دوره‌اى ديگر كه متكاملتر از آن است به جلو آمد كه دورهء بردگى باشد ، چطور ؟ مىگويد همين قدر كه اين قضيه ممكن شد ، بعد قبايل كه با يكديگر مىجنگيدند به جاى اينكه اسراى يكديگر را بكشند و يا اينكه گوشتشان را كباب كنند ( اعم از اين كه گوشتشان را بخورند يا نه ) فكر كردند كه يك راه بهتر پيدا كردند : اينها را نمىكشند ، بلكه به كار وادار مىكنند و از محصول كار آنها استفاده مىكنند . قبلًا برده دارى صرف نمىكرد چون اگر برده را نگه مىداشت بايد خرجىاش را به او مىداد ، بايد خودش كار مىكرد و مىداد او بخورد ، در صورتى كه هيچ كسى زيادتر از [ نياز ] خودش نمىتوانست كار كند ، ولى حالا برده مىتواند به حساب او كار كند . از اينجا يك طبقهء مفت خوار به وجود آمد و جامعه به دو طبقه تقسيم شد : طبقهء زحمتكش و طبقهء مفت خوار . ايرادها اينجا يك سؤال و جواب هست . ما اينجا فرض كرديم كه جامعه يك قدم رو به تكامل برداشت . اگر تكامل را از نظر ابزار توليد بگيريم ، شك ندارد كه ابزار توليد تكامل پيدا كرده و به حدى رسيده كه انسان مىتواند ذخيره داشته باشد . بعد ما مىخواهيم ببينيم كه آيا از نظر مدنيت انسانى و تمدن انسانى هم جامعه رو به تكامل رفته است يا نه ؟ از نظر توليد ثروت هم شك ندارد كه باز تكامل پيدا شده است . از نظر اقتصادى و امكانات مالى هم ممكن است بگويند به تبع تكامل ابزار توليد ، جامعه تكامل پيدا كرده است . از نظر اخلاقى چطور ؟ آيا باز ما بايد جامعه را تكامل يافته‌تر تلقى كنيم ؟ يعنى يك جامعه‌اى كه به دو طبقهء مفت خوار و زحمتكش تقسيم مىشود آيا از نظر اخلاقى و انسانى هم شما اينها را از جامعه‌هايى كه به صورت اشتراك زندگى مىكردند تكامل يافته‌تر در نظر مىگيريد ؟ ممكن است آنها از يك جنبه بگويند اين حرف درست است و آن جنبه اين است كه مىگويند قبلًا هم ميان قبايل جنگ و نزاع بود ؛ قبلًا عمل ضد اخلاقى بشر نسبت به بشر ، جور بشر نسبت به بشر شديدتر بود و آن اين بود كه اسراى جنگى را مىكشتند و كباب مىكردند . حالا يك درجه عمل اخلاقى بالاتر آمده ، به جاى اينكه او را بكشد و كبابش كند زنده نگه مىدارد ، خرجىاش را هم به او مىدهد ولى از مازاد نيروى كارش استفاده مىكند ، پس از نظر اخلاقى هم باز بهتر است ؛ يعنى : اينكه جامعه در درون خودش به دو طبقه تقسيم بشود ، از نظر اخلاقى و انسانى كاملتر است