مرتضى مطهرى
608
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
خود به خود در يك دايرهء محدودى مىتواند حاكم باشد . وقتى كه عدد افراد قبيله تكثير پيدا كرد به حدى كه افراد نتوانند يكديگر را درست بشناسند ، ديگر حكومت اين عاطفه هم ضعيف مىشود ، حكم يك سلولى را پيدا مىكند كه تا يك اندازهء معين مىتواند بزرگ بشود و اگر از آن حد گذشت بعد به دو سلول ديگر تقسيم مىشود و هركدام از اينها وقتى كه بزرگ شدند باز به دو سلول ديگر تقسيم مىشوند . آن وقت است كه باز آن حس « من » كه همان حس سودجويى و حس استخدام است [ فعال مىشود . ] وقتى كه آن حسى كه او را تحت الشعاع قرار داده بود يعنى حس « مايى » - همان حسى كه ما الآن در محيط خانوادگى خودمان ميان برادرها و خواهرها ، پدر و فرزند ، مادر و فرزند ، زن و شوهر احساس مىكنيم - ضعيف شد آن حس به فعاليت خودش مىپردازد ؛ و در آن حس هم هيچ فرق نمىكند كه آن كه انسان مىخواهد از آن سود ببرد جماد ، نبات ، حيوان يا انسان باشد . قهراً ديگر آن وقت زمينه براى برده دارى و استخدام يك انسان انسان ديگر را به وجود مىآيد . ريشههاى برده دارى اين مطلب را بايد اضافه كنم : استخدام انسان انسان ديگر را ، درجات و مراتب دارد . يك درجه همان است كه فقط مىخواهد كار نكند و از كار ديگران استفاده كند . اين حد اوّلى قضيه است . يك درجهء ديگر اين است : بعد كه يك موضوعى مثلًا جنگ يا اختلاف دينى ، مذهبى ، محلى و بالاخره خصومتهاى بزرگ پيش مىآيد به طورى كه دو گروه به روى يكديگر اسلحه مىكشند و هر گروهى به هر دليلى خود را مجاز مىداند كه خون گروه ديگر را بريزد ، در اينجا آن كه خون دشمن را براى خودش مباح مىداند قهراً به طريق اولى مجاز مىداند كه كار او را هم به خودش متعلق بداند ؛ يعنى انسان وقتى به حالى درمىآيد كه براى خون طرف هم ديگر هيچ احترامى قائل نيست ، به طريق اولى براى هرچيزى كه به او تعلق داشته باشد احترامى قائل نيست . آنوقت اينها از انسانهايى كه در جنگها با آنها مبارزه مىكرده و آنها را مىزدهاند و مىكشتهاند احياناً به منظور بردگى استفاده مىكردند . البته علل ديگرى هم بوده و آن افكار تبعيضى است كه از قديم وجود داشته است كه بعضى از انسانها انسانهاى ديگر را انسانِ درست و انسانِ تمام نمىدانستند ، اينها را نيمه حيوان و نيمه انسان مىدانستند ، به اين معنا كه فكر مىكردند اينها استعدادى كه به درجهء انسانهاى عالى برسند ( يعنى اينكه علم بياموزند ، فكر داشته باشند و آنچه كه ما جلوههاى انسانى مىناميم ) ندارند ، فقط به درد خرحمّالى مىخورند و اصلًا براى اين كار ساخته شدهاند . آنوقت اينها هم بردگى را مجاز مىدانستند ولى نه به ملاكى كه در جنگها مجاز مىدانستند . در جنگها به عنوان عنف مجاز