مرتضى مطهرى

598

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

فرضيه [ مطرح كنند . ] مىگويند حقايق تاريخى ، ولى در واقع حقايق تاريخى نيست . در فرضيه‌ها اين‌طور است كه اول بايد يك واقعياتى محرز باشد ، بعد ما ببينيم كه اين واقعيتها را چه فرضيه‌اى و چه فرمولى مىتواند توجيه كند و با چه فرمولى بهتر قابل توجيه است . آن مقدارى كه نشان مىدهد مسلّم است - حال اسمش را حقايق تاريخى بگذاريم يا نه - اين است كه هرچه ما به عقب برگرديم زندگى بشر در يك وضع ساده ترى بوده است ، در اين نمىشود ترديد كرد ، و هرچه كه [ تاريخ ] جلو آمده است زندگى بشر از هرنظر جلو آمده ، چه از نظر ابزارها كه مثلًا عصر سنگ - آن هم انواع عصرهاى سنگ - و بعد عصر فلز و ذوب آهن و امثال اينها را به وجود آورده و چه از نظر مثلًا زبان . زبان بشر مسلّم تدريجاً تكامل پيدا كرده ، زبانهاى اوّلى در اين حد نبوده است . همچنين معلومات و تجارب بشر تكامل پيدا كرده است . اين مقدارها را مىتوانيم مسلّم بگيريم . منتها ما بايد با مسلّم گرفتن اين جهات كه مثلًا دوره‌اى دورهء سنگ بوده [ فرضيات تحول تاريخى را مورد بررسى قرار دهيم . ] مثلًا دربارهء آتش روى اين حسابها نمىشود گفت از اوّلى كه بشر روى زمين خلق شده آتش را هم كشف كرده است . بايد بگوييم پس دوره‌اى قبل از دورهء كشف آتش بوده است . دربارهء كشت كردن زمين بايد بگوييم يك دوره‌اى بوده كه هنوز بشر كشت را كشف نكرده بوده ، بعد كشف كرده است . دربارهء اهلى كردن حيوانات بايد فرض بر اين باشد كه دوره‌اى بوده كه بشر هنوز استفاده از اهلى كردن حيوانات را كشف نكرده بوده و بعد كشف كرده است . دربارهء انواع صنعتها يعنى تبديل كردن اشياء به صورتهاى دلخواه بايد فرض بر اين باشد كه يك دوره‌اى بوده كه اينها نبوده ولى بعد تدريجاً بشر به دست آورده ، و هريك از اينها را هم كه به دست آورده به آن تكامل بخشيده است . مثلًا فرض كنيد ابتدا كه آتش را به دست آوردند نگه داشتنش به اين وسيله بوده كه پى در پى هيمه - كه در آن وقت زياد بود - برايش [ تهيه مىكردند ] ولى اين كه بشود مثلًا با يك سنگ چخماق از نو آتش را ايجاد كرد شايد بعدها به وجود آمده ، و امثال اينها . اينها همه درست ، ولى ما مىخواهيم ببينيم كه همهء اينها با كدام تئورى بهتر قابل توجيه است . انواع زندگى اشتراكى مسئلهء مالكيت خصوصى به اين معنا كه در دوره‌هاى بعد بوده ، فرع بر وجود ثروت است يعنى فرع بر وجود اشياء با ارزشى است كه بشود آنها را نگهدارى و ذخيره كرد ( چه قبل از آنكه پول به عنوان يك وسيلهء مبادله كشف شده باشد و چه بعد از آن ) و الّا در يك دوره‌هايى كه هنوز بشر نمىتوانست اشياء با ارزش براى خودش را نگهدارى كند و مانند حيوانات با وسيلهء معاش روزمره زندگى مىكرده است ، موضوع نه براى مالكيت اشتراكى وجود داشته و نه براى مالكيت اختصاصى .