مرتضى مطهرى
595
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىگويد برخى اين حرف را قبول ندارند كه حتماً دورهء كمون اوليه به اين شكل بوده است . ما چه دليلى داريم كه به اين صورت نبوده ، به آن صورت بوده ؟ به هر حال فرضيه است . مىخواهيم ببينيم آن مقدارى كه از نظر علمى براى ما مسلّم است ، با اين فرضيه بيشتر قابل توجيه است يا با آن فرضيه ؟ با اين فرضيه بهتر قابل توجيه است . - البته اين مسئلهء ازدياد جمعيت كه فرموديد روابط عاطفى را كم مىكند ، روابط عاطفى ناشى از خويشاوندى را كم مىكند ، چون آن روابط عاطفى كه مثلًا فرموديد در آن روايت امام صادق عليه السلام به آن اشاره شده است كم نمىشود . استاد : نه ، آن يك چيز ديگر است ، آن مسألهاى فوقِ اين است . اين روابط عاطفى روابط طبيعى و بدوى انسان است ، آن برمىگردد به رابطهء اعتقادى و فكرى و ايمانى و در سطح خيلى بالاست . حس استخدام حس استخدام - به تعبير آقاى طباطبايى - كه بشر هر چيزى را كه براى خود مفيد بينگارد مىخواهد در خدمت خودش قرار بدهد ، اين حس در بشر نسبت به همه چيز و از آن جمله نسبت به انسان بوده ، مگر در مورد انسانهايى كه يك عاطفهء طبيعى جلو اين حس استخدام را بگيرد و در آنجا ديگر مرز « من » درهم شكسته باشد . اينها مىگويند قبيلهها با همديگر مىجنگيدند و وقتى يك اسير مىگرفتند او را مىكشتند . چرا مىجنگيدند ؟ ( اين خودش يك مسألهاى است . ) چرا انسان با انسان ضديت داشت ؟ منشأش همين حس استخدام است . پس معلوم مىشود هرگاه « من » ها در مقابل يكديگر قرار مىگرفتند تضاد برقرار مىشد . [ تضاد ] در داخل قبيله يا نبوده يا كم بوده است . چون در داخل قبيله « من » ها در مقابل يكديگر واقع نمىشدند اصطكاك واقع نمىشد ، ولى ميان افراد قبيله با قبيلهء ديگر و كلّ اين قبيله با قبيلهء ديگر « من » در مقابل « من » قرار مىگرفت ؛ طبيعى است كه اين مىخواهد آن را در خدمت خودش قرار بدهد و دستاوردهاى او را به خودش اختصاص بدهد ، آن مىخواهد اين را در خدمت خودش قرار بدهد و دستاوردهاى او را به خودش اختصاص بدهد ، اين مىخواهد به آن شبيخون بزند آن مىخواهد به اين شبيخون بزند . در داخل قبيله هم وقتى كه تكثير جمعيت شد ، آن عاطفه ضعيف شد . تا هرجا كه عاطفه ضعيف بشود ، « من » ها در مقابل يكديگر شكل مىگيرند . « من » ها كه شكل بگيرند ، اين مىخواهد او را استخدام كند او مىخواهد اين را استخدام كند . و لهذا خود اين آقايان هم نمىگويند اين تضاد يك چيز