مرتضى مطهرى
591
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بوده است . اينها قبول دارند كه مبادله در همان دوره بوده ، و مبادله بدون فرض مالكيت امكان پذير نيست . ولى مىگويند مبادله ميان قبيله و قبيله نه ميان فرد و فرد بوده است ؛ يعنى مالكيت دسته جمعى ولى نه مالكيت همهء انسانها بلكه به معنى مالكيت گروهى ، مالكيت گروه اين قبيله و مالكيت گروه آن قبيله در كار بوده ، يعنى در داخل قبيله اشتراك بوده و الّا اين قبيله آنچه كه خودش به دست مىآورد خودش را مالك آن مىدانست و آن قبيله هم آنچه كه خودش به دست مىآورد خودش را مالك آن مىدانست و بعد هم ميان قبايل در همان دورهها مبادله صورت مىگرفته است . پس نوعى مالكيت وجود داشته كه حال اسم اين مالكيت را مالكيت اختصاصى بگذاريم يا اشتراكى ، بعد عرض مىكنيم كه اين در واقع مالكيت اختصاصى است نه مالكيت اشتراكى . خوب ، همهء اينها را قبول كردند كه در همان دوره بوده است . پس كِى مالكيت اختصاصى به وجود آمد ؟ آن وقتى كه اضافه توليد به وجود آمد و بشر كشف كرد كه چون مىشود اضافه توليد به وجود بيايد پس مىشود يك عده كار كنند و يك عده بيكار باشند ( يا مطلقاً بيكار باشند يا قسمتى از وقت خودشان را بيكار باشند ) ، يك عده زحمت بكشند و عدهاى بخورند ؛ از اين زمان مسئلهء مالكيت اختصاصى شروع شد . حال ببينيم نقطهء مقابل اين فرضيه چه فرضيهاى است ؟ يك فرضيهء ديگر اين است كه مالكيت يعنى استملاك غريزهء بشر است ( كما اينكه اين حرف را گفتهاند و نمىشود ردّش كرد ) . ولى اين را بعضىها اينجور توجيه مىكنند كه چون مالكيت غريزهء بشر است پس در هر موردى مشروع است . نه ، صحبتِ اين نيست . صحبتْ اين است كه اين حس در بشر هست كه يك چيزى را كه مطبوع او قرار مىگيرد به خود اختصاص مىدهد . « به خود اختصاص مىدهد » دو حالت است : يك حالت روحى و يك حالت عملى . حالت روحىاش همان است كه اصوليين ما آن را « اعتبار » ناميدهاند و آقاى طباطبايى در مقالهء ششم اصول فلسفه اين بحث را از يك نظر از همه بهتر بيان كردهاند . مفهوم اعتبار اعتبار يعنى چه ؟ يعنى اينكه انسان آن چيز را مانند چيزى كه واقعاً مال خودش هست فرض مىكند . مثلًا دستش واقعاً و تكويناً مال اوست ، چون احساس مىكند كه آن قدرتى كه به اين « من » تعلق دارد وابسته به اين « من » و اين جوهر است . اينكه اين دست دست من است و آن دست دست من نيست ، اين ديگر يك امر اعتبارى نيست ، امر واقعى است . مالكيت ، اعتبار كردن چيزى است كه واقعاً مال او نيست يعنى تكويناً وابسته به او نيست ، اعتباراً و مجازاً وابسته به اوست ؛ يعنى اين