مرتضى مطهرى
580
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
- اختصاص توليد را كه ايجاب مىكند . استاد : الآن در اين كمونيسم نهايى مگر تقسيم كار نيست ؟ تقسيم كار هست ولى اشتراك در مصرف هم هست . الآن تقسيم كار هزارها برابر دنياى قديم است . پس تقسيم كار به تنهايى كافى نيست براى اينكه اشتراكيت در مالكيت ابزار توليد يا اشتراكيت در مصرف را از بين ببرد . - آنها مىگويند بشر در اثر پيشرفت ابزار توليد توانست اضافه بر مصرف خودش توليد كند . بعد چون مواجه با فصل زمستان مىشد كه كار كردن خيلى مشكل بود ، به اين فكر افتاد كه مقدارى از آن محصول اضافى را كه توليد مىكند مخفى كند تا در موقعى كه كار كردن برايش مشكل است خودش به تنهايى از آن استفاده كند ؛ يعنى خود همين اضافه محصول ، بشر را به اين فكر انداخت كه مالك اين محصول بشود . استاد : قبول دارم ، ولى شما قضيه را تعليل روانى مىكنيد ، اما اينها كه اينطور نمىتوانند تعليل كنند . آنها مىخواهند با اصولشان - كه در گذشته خوانديم - جور در بيايد . اصولى كه خوانديم اين بود كه ابزار توليد در هر درجهاى از كمال باشد نوعى رابطهء توليدى را اقتضا مىكند . ابزار توليد اوليه به شكلى بوده كه رابطهء توليدى اشتراكى را اقتضا كرده است . رابطهء توليدى هم همين است كه مالكيتْ اشتراكى باشد ، مصرف هم اشتراكى باشد . بعد اينها وقتى مىخواهند اصول ديالكتيكى را اينجا پياده كنند كه نمىتوانند اين تعليل روانى را بكنند ، بلكه مىگويند ابزار توليد كه تكامل پيدا كرد ديگر آن روابط توليدى سابق كه متناسب با ابزار توليد كهن بود سازگار با ابزار توليد جديد نيست ، به اين شكل كه چيزى است نارسا ، آن رشد كرده و تكامل يافته و اين در حد ناقص باقى مانده است ، درست همان مثالى كه عرض كردم ؛ مثل لباسى كه براى اندام پارسال يك بچه دوختهاند و امسال او رشد كرده است . اين تضاد و ناسازگارى به وجود مىآيد و ناچار در نهايت امر بايد آن روابط توليدى عوض بشود . عقربهء زمان به عقب برنمى گردد . يا بايد ابزار توليد به حال اول برگردد يعنى تناقص پيدا كند - كه در طبيعت تناقص وجود ندارد - و يا روابط توليدى تكامل پيدا كند ، يعنى آن روابط توليدى برود روابط توليدى ديگرى در كار بيايد . اينجا هيچ تعليل روانى در كار نيست ، يعنى اصلًا رابطهء اشتراكى كافى نيست و نمىتواند با اين ابزار تكامل يافته هماهنگى داشته باشد ، نه اينكه حريص بودن انسان سبب شد . شما يك وقت مىگوييد همين قدر كه امكان ظلم كردن پيدا شد ، از باب اينكه إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً [ انسان محصول ديگرى را به خود اختصاص داد . به عبارت ديگر ] انسان همين قدر كه امكان پيدا كرد كه بتواند محصول رفيقش را بربايد ربود . در اينجا شما