مرتضى مطهرى
570
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نيز كه ثمرهء كار اشتراكى است اشتراكى خواهد بود . بعد مىگويد : در اين دوره بشر مجبور بود براى به دست آوردن ميوههاى جنگلى و ماهيگيرى و ساختن مسكن و بالاخره مقابله با درندگان اشتراكاً كار كند . كار اشتراكى سبب مالكيت اشتراكى محصول و وسايل توليد گرديد . آنوقت يك جملهاى از ماركس در تأييد اين مطلب نقل مىكند كه خيلى عجيب است . ماركس عكس قضيه را گفته ، يعنى جملهاى كه او گفته نتيجهاش عكس مطلب است ولى نويسنده مطابق حرف خودش گرفته است . ماركس مىگويد : كار اشتراكى بشر در اجتماع اوليه روى دو اساس قرار داشت : اول مالكيت اشتراكى ابزارهاى توليدى . يعنى مالكيت اشتراكى ابزار توليدى علت كار اشتراكى بود ، و حال آنكه ما قبلًا گفتيم كه معلول كار اشتراكى است . درست در عبارت دقت كنيد : « كار اشتراكى بشر در اجتماع اوليه روى دو اساس قرار داشت : اول مالكيت اشتراكى ابزارهاى توليدى . » يعنى چون مالكيت اشتراكى ابزارهاى توليدى بود كارْ اشتراكى بود ، نه چون كارْ اشتراكى بود مالكيت ابزار توليدى اشتراكى بود . « دوم اينكه وابستگى شديد انسان انفرادى به خانوادهء خود . . . » كه حالا آن علتى عليحده است . بعد كه نويسنده سخن ماركس را تفسير مىكند به عكسش تفسير مىكند : يعنى چون كار ، اشتراكى و بهره بردارى نيز به علت ضعف وسايل توليد و مقابله با دشمنان ، اشتراكى بود مالكيت ابزار توليد نيز خواه ناخواه اشتراكى شد . اين كه درست عكس حرف اوست . او مىگويد چون مالكيت ابزار توليد اشتراكى بود كارْ اشتراكى بود ، در صورتى كه شما مىخواهيد اين را ثابت كنيد كه چون كار ضرورتاً اشتراكى بود بايد مالكيت ابزار توليد اشتراكى باشد . آقاى ماركس مىگويد كه كار به اين دليل اشتراكى بود كه مالكيت ابزار توليد اشتراكى بود . خوب ، آن به چه دليل اشتراكى بود ؟