مرتضى مطهرى
56
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
به حسب سرشت خود متكامل است . جامعه يك سرشت دارد همينطور كه فرد سرشت دارد . - اگر جامعه شخصيت دارد بايد هميشه مسيرش رو به جلو رفتن باشد و هيچ گاه انتكاس « 1 » نداشته باشد . استاد : نه ، اينها با يكديگر منافات ندارد . اين را بعد عرض مىكنيم . دربارهء يك شىء كه به حسب طبع جلو مىرود ، در مواردى كه اراده و آزادى در آن هيچ دخالت نداشته باشد مطلب از همين قرار است ، مثل يك گياه كه رشد مىكند . ولى - چنان كه عرض كرديم - افراد هم در عين حال اصالتى دارند ، چون بالاخره انسان است ، همان وضع خاص انسان اقتضا مىكند كه جامعه با اينكه در مجموع خود متحول و متكامل است [ تحت تأثير اراده و آزادى افراد نيز باشد . ] « در مجموع » يعنى « مجموع جامعهها در مجموع زمانها » نه اينكه هر جامعهاى در هر زمانى رو به تكامل است . جامعهها بعضى انحطاط پيدا مىكنند ، برخى انقراض پيدا مىكنند ، جامعه اجل دارد ، مرگ دارد ، و حتى لازم نيست كه در يك زمان خاص [ مجموع جوامع بشرى از يك زمان خاص ماقبل آن جلوتر باشد و ] مثلًا اگر ما قرن دوازدهم هجرى را در نظر بگيريم ، بگوييم حتماً بايد قرن دوازدهم هجرىِ دنيا ( حتى در مجموعهء جامعههاى دنيا ) از قرن ششم هجرىِ دنيا جلوتر باشد . اين هم لزومى ندارد . ولى اگر مجموع جامعهها را در مجموع زمانها و به عبارت ديگر بشريت را در مجموع زمانها در نظر بگيريم متكامل است ، كه اين از خصلت خاص زندگى اجتماعى و خصوصيت بشر سرچشمه مىگيرد . - مجموع جامعه در زمان جاهليت منتكس بوده ، يك فرد آمده . . . استاد : « مجموع جامعهها در مجموع زمانها » . شما يك زمان خاص را در نظر گرفتهايد . اينكه عرض كردم « قرن دوازدهم » مقصودم همين بود ، يعنى مانعى ندارد كه مجموع جامعهها در يك زمان از دو قرن پيش از آن عقبتر برود . در نظريهء ماركسيستها جبراً بايد جلو بيايد ، ولى از نظر ما اينطور نيست . در نظريهء ما مجموع جامعهها در مجموع زمانها جلو مىآيد نه در يك زمان خاص ؛ يعنى ممكن است قرن چهاردهم از قرن سيزدهم عقبتر باشد ولى اين درست مثل اين است كه يك شىء به طرف جلو حركت مىكند ، گاهى برمىگردد ، باز جلو مىرود ، باز برمىگردد ، ولى
--> ( 1 ) [ يعنى سرنگون شدن . ]