مرتضى مطهرى

559

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نظر دقت ، ساختمان چشم شايد صد درجه دقيقتر از ساختمان سر انگشتهاست . همين‌طور جهاز سامعه يا مغز و مراكز مغزى . ولى اينجا روى سرانگشتها تكيه شده است . اينها ممكن است كه اين حرف را به اين شكل بگويند . در اينكه مسئلهء سرانگشتان اهميت دارد بحثى نيست . بعضى گفته‌اند اهميت سرانگشتان به واسطهء اين خطوط فوق العاده‌اى است كه دو نفر در دنيا در ميان اين چند ميليارد جمعيت پيدا نمىشوند - و اگر پيدا بشوند شايد در دو سه ميليارد يك مورد پيدا بشود ، آن هم به صورت احتمالى - كه خطوط انگشتهاى آنان با هم مشابه باشد و اين نشان دهندهء يك صنعت و يك فن خارق العاده در خطوط سرانگشتهاست . « بنان » هم ظاهراً سرانگشت است نه خود انگشت . ديگر - كه به نظر نزديكتر مىآيد - اين است : قرآن راجع به دو مسئله دربارهء انسان اهميت [ قائل شده و چنين برداشت مىشود كه ] « 1 » علت تكامل انسان يكى قدرت بيان [ است ] كه انسان مىتواند منويّات خودش را به انسان ديگر بفهماند ، كه البته اين ضعيفش در حيوانات هست ولى در انسان خيلى قوى است و اين سبب رشد فوق العادهء علم مىشود . يعنى يك انسان دريافتهاى علمى خودش را به انسان ديگرى منتقل مىكند و آن انسان دريافتهاى علمى خودش را به اين انسان منتقل مىكند و اين سبب مىشود كه افراد انسان در زمان واحد يك نوع تعاون و مبادلهء علمى داشته باشند ، مبادلهء قوانين علمى و غير آن . رابطهء استاد و شاگردى از راه بيان برقرار مىشود ، و هر دو انسانى هم كه هميشه با همديگر در بازار مىروند و صحبت مىكنند ، از تجربيات و معلومات يكديگر استفاده مىكنند و اين يك قدرت فوق العادهء بارورى براى انسان است . الرَّحْمنُ . عَلَّمَ الْقُرْآنَ . خَلَقَ الْإِنْسانَ . عَلَّمَهُ الْبَيانَ « 2 » . بعد از خَلَقَ الْإِنْسانَ ، عَلَّمَهُ الْبَيانَ . قدرت نطق و قدرت بيان و قدرت اظهار منويّات يكى از چيزهايى است كه زندگى انسان را در اين حد بارور كرده است . يكى ديگر كه از نظر فراوانى به اين حد نمىرسد ولى از يك نظر ديگر اثرش بيشتر است ، مسئلهء قلم است ؛ يعنى قدرت ثبت وقايع براى نسلهاى بعد ، قدرت به ارث گذاشتن مكتسبات علمى يك دوره براى دوره‌هاى بعد . در نتيجه در دورهء بعد كه بشر مىآيد از نو نبايد شروع بكند . آنچه كه نسلهاى قبل آموخته ، آنها را نسل بعد دارد ، بعد به مكتسبات جديد مىپردازد . و لهذا شما مىبينيد تكامل انسان تا قبل از دورهء ماقبل تاريخ چقدر بطىء بوده و از وقتى كه دورهء تاريخ است چقدر سريع شده است . علتش اين است كه از وقتى كه انسان توانسته از اين قدرت خودش استفاده كند ، توانسته هر دوره‌اى را [ سريعتر پشت سر بگذارد . ] اين است كه مىگويند آنهايى كه در دورهء بعد

--> ( 1 ) [ نوار چند ثانيه‌اى افتادگى دارد . ] ( 2 ) الرحمن / 1 - 4 .