مرتضى مطهرى

537

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اجتماعى يا انفرادى بودن انسان - كلمهء « كُمون » كه از همان common لاتين است به معنى جمع و اجتماع است . در اينكه چرا بشر به‌طور جمعى زندگى مىكرده ، نويسنده با استناد به حرف ماركس تئورى روبينسون كروزوئه‌اى تاريخ بشر و اينكه بشر بالاجبار زندگى فردى را ترك و زندگى جمعى را انتخاب كرده مسخره كرده است . او مىگويد اين‌طور نيست ، بلكه اجتماعى بودن ذاتىِ انسان است و همچنان كه جذب بعضى از حشرات به وسيلهء نور خورشيد يك امر طبيعى است و از قوانين فيزيكى پيروى مىكند ، اجتماعى زيستن انسان هم داراى قوانين فيزيكى است . مىگويد : « اين جذب و دفع داراى پايهء مادى است كه بر حواس مؤثر بوده و بدون ترديد فقط از لحاظ مقياس با جذب برخى از حشرات توسط نور آفتاب تفاوت دارد . » يعنى اجتماعى بودن زندگى انسان هم يك امر غريزى است . استاد : نه ، با غريزه تفاوت دارد . مسئلهء اجتماعى بودن انسان همان مسئلهء معروف قديمى است كه از زمان ارسطو مطرح بوده است . ارسطو طرفدار اين بوده كه انسان به اصطلاح قدماى ما مدنىّ بالطبع است . « مدنى » نسبتِ به مدينه است . مدينه يعنى شهر . اين كلمه ترجمهء يك لغت خاص قديمى يونانى است و آن لغت city است . علت آن هم اين است كه در يونان زندگى به اصطلاح زندگى دولت شهرى بوده ، يعنى هر شهرى خودش يك جامعهء مستقل بوده ، و چون هر شهرى يك جامعهء مستقل بوده شهرى زيستن مساوى با اجتماعى زيستن بوده است . بعد هم كه در دوره‌هاى اول اسلامى اين لغت را به عربى برگرداندند همان كلمهء « مدينه » را آوردند ، ولى اينها وقتى مىگويند