مرتضى مطهرى
528
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اندر بقا » همين نظريه را مىگويد . البته اين نظريه از نظر فلسفى هيچ قابل قبول نيست . از اين بگذريم . چگونگى انتقال دوره ها سه بحث ديگر داريم . يكى اينكه با مثال مىخواهد فرضيهء خودش را در انتقال دورهها پياده كند كه چگونه با تكامل ابزار توليد روابط توليدى تغيير مىكند و قهراً تأسيسات اجتماعى هم كه روبناى اصلى است تغيير مىكند . در مثالها اصلًا اين قابل پياده شدن نيست . اين آقايان مدعى هستند كه بشر در ابتدا به صورت اشتراك زندگى مىكرده و زندگى اشتراكى داشته است . اين مقدار را نه تنها اينها مىگويند ، غير اينها هم مىگويند . بشر ابتدايى يك زندگى اشتراكى داشته چون آن دوره ، دورهء گردآورى خوراك بوده نه دورهء توليد خوراك ؛ يعنى از خوراكهاى توليد شدهء در طبيعت استفاده مىكرده ، يعنى شكار مىكرده يا از ميوهء درختها استفاده مىكرده است . خودش نمىتوانسته توليد بكند و قهراً در آن دورهها توليد اضافى وجود نداشته است ، و ابزارى هم كه بشر در آن دوره - كه آن را دورهء پارينه سنگى مىگويند - داشته سنگهاى غيرصيقلى بوده است . در آن وقت اصلًا مازاد در ثروت معنى نداشته است . انسانها مانند مرغها بودند ، بايد روز بروند براى خودشان آذوقه تأمين كنند ، شب بيايند زندگى كنند ، باز فردا بروند . هركسى فقط آن مقدارى مىتوانست آذوقه تأمين كند كه شكم خودش را سير كند . وقتى كه حيوانات را به چرا مىفرستند هيچ حيوانى نمىتواند براى حيوان ديگر هم مايهء چرا فراهم كند . هركس بايد با دهان خودش آنجا بچرد ، شكمش را سير كند و برگردد . قهراً زمينهاى براى مالكيت نبود ، به اشتراك زندگى مىكردند . تا بشر كشاورزى را كشف كرد . بعد از كشاورزى دورهء توليد خوراك به وجود آمد ، نه فقط گردآورى خوراكهاى توليد شدهء در طبيعت . يعنى بشر ابتكار اينكه خودش هم خوراكهايى توليد بكند [ به دست آورد ] كه مىآمد كشت مىكرد . با كشت كردن و اينكه يك تخم در زمين بكارد و بعد مثلًا پنجاه تخم ، صد تخم از زمين بردارد ، مسئلهء توليد اضافى در كار آمد . وقتى كه توليد اضافى در كار آمد قهراً اينجا بود كه يك عدهاى به اين فكر افتادند كه وسائل توليد را كه در آن وقت در درجهء اول زمين بود در اختيار خودشان بگيرند و بعد بدون اينكه كار بكنند به صورت يك طبقهء انگل از همان اضافه توليدىها استفاده كنند . اين هم خودش به دو دوره تقسيم مىشود : يكى دورهء برده دارى و ديگرى دورهء ارباب و رعيتى يا فئوداليسم . دورهء برده دارى دورهاى بود كه اينها خودشان را مالك زمين قرار دادند و به زور زمينها را تصاحب كردند و حتى انسانها را هم تصاحب كردند . در دورهء بعد انسانها ديگر آزاد بودند ولى زمينها در اختيار اينها بود و رابطه رابطهء ارباب و رعيتى بود . بعد ، اين دوره كه دورهء