مرتضى مطهرى

517

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

استاد : قواى توليد كه همان ابزار توليد است . - مگر قواى توليد مركب از كار و ابزار توليد و موضوع كار نبود ؟ اينها پيشرفت كار را هم با ابزار توليد مىدانند ، بنابراين ابزار توليد به نحوى زيربناست براى قواى توليد . استاد : نه ، شما ابزار توليد را به علاوهء كار در نظر مىگيريد . مقصود ما از ابزار توليد در اينجا قواى توليد و نيروى توليدى است . وقتى مىگوييم « نيروى توليدى » شامل كار هم مىشود . تعريف تكامل اينجا يكى دو مطلب هست كه بايد عرض كنيم . يك مطلبى كه خيلى لازم و ضرورى است و دنبالهء بحثى است كه در هفتهء پيش گفتيم و اينجا بايد مطرح بشود مسئلهء تكامل و تعريف تكامل است . ما به خيلى از چيزها در عالم مىگوييم تكامل پيدا كرده . اين كلمه را ، هم در مورد تكاملهاى طبيعى و زيستى به كار مىبريم مثل تكاملى كه در مورد نبات يا حيوان مىگوييم و حتى تكاملى كه در مورد رشد يك نباتِ بالخصوص مىگوييم ، و هم در مورد ساخته‌هاى انسان اعم از ساخته‌هاى مادى يا معنوى انسان به كار مىبريم . مثلًا مىگوييم صنعت ماشين يا صنعت هواپيماسازى تكامل پيدا كرده ، يا مىگوييم صنعت خانه سازى تكامل پيدا كرده . در امور معنوى مثل اينكه مىگوييم علم تكامل پيدا كرده ، يا مىگوييم قوانين تكامل پيدا كرده . آيا اينها به يك معناست ؟ يعنى آن تكاملى كه در آنجا هست و تكاملى كه در اينجا هست هر دو يك حقيقت است ؟ يا نه ، بعضى از اينها تكامل است حقيقتاً و بعضى از اينها تكامل است مجازاً نه حقيقتاً . تكامل حقيقى آن تكاملى است كه در واقع شىء خودش يك حركتى دارد از نقص به كمال ، يعنى توأم با حركت آن شىء متكامل است . شيئى كه يك حركتى مىكند از نقص به كمال ، يعنى تغييرى در خود او پيدا مىشود و خود او يك تكاپويى دارد از نقص به كمال ، آن تكامل است . ولى يك وقت هست كه شيئى در كار نيست كه از نقص به كمال حركت كرده باشد بلكه يك شىء ناقص وجود دارد ، بعد ما آن را از اينجا برمىداريم ، به جاى آن يك شيئى كه در مقايسهء با آن از آن كاملتر است مىگذاريم ، بعد آن را نيز برمىداريم به جاى آن يك چيز ديگرى كه از آن كاملتر است مىگذاريم . اينجا مجازاً مىتوانيم بگوييم يك تكاملى در آن شىء پيدا شده ، ولى در واقع يك شيئى ما نداريم كه يك حركت تكاملى كرده باشد . اين را با يك مثال مىتوانيم خوب روشن كنيم . يك وقت شما يك معلمى را براى يك كلاسى در مدرسه در نظر مىگيريد ، مثلًا در سال 54 اين معلم براى كلاس ششم ابتدايى آمده تدريس كرده است . امسال هم كه سال 55 است آمده ولى