مرتضى مطهرى

488

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مىتوان گفت كه شامل مواد مصرفى هم مىشود چون وقتى مىگويند ابزار توليد ، نمىتواند محدود به اين جهت باشد . ( بايد بعدها روى اينها بحث كنيم . ) يا ابزارهايى كه اساساً نه به توليد مربوط مىشود نه به مصرف ، مثل ابزارهاى جنگى . آنها چيست ؟ اتفاقاً از چيزهايى كه خيلى نقش اساسى در تحولات جامعه دارد همين ابزارهاى جنگى است . اينها نه تنها توليدكننده نيستند بلكه خورندهء بشرند . چيزهاى ديگرى اگر مواد خوراكى يا پوشاكى نيست ولى چون مورد احتياج زندگى هست آنها را هم جزو همين مواد مىشماريم . مثلًا يك كارخانهء برق ، برق را و نور و حرارت و نيروى محرك را توليد مىكند . اينها امورى است كه انسان مصرف مىكند . مصرف لازم نيست كه مصرف خوراكى باشد . ولى ابزار جنگى را چه بايد گفت ؟ - كالاى مصرفى . استاد : اينها مصرف زندگى نمىشود . درست است كه مصرف مىشود ، ولى مصرف از بين بردن انسان مىشود . كالاى مصرفى يعنى مصرفى كه انسان براى زندگى احتياج دارد . آن كسى كه [ ابزار جنگى ] مصرف او مىشود آن بيچاره از بين مىرود . سؤال ما اين است : يك وقت شما مىگوييد ابزار توليد يعنى ابزارى كه چيزى را به وجود مىآورد ، هرچه مىخواهد باشد . و يك وقت مىگوييد ابزارى كه موادى را كه جزء امور اقتصادى هست به وجود مىآورد . شما مىخواهيد بگوييد اقتصاد زيربناست . يك وقت شما مىگوييد فن و صنعت زير بناست . اين اصلًا غير از اين مسئله است كه اقتصاد زيربناست . ممكن است كسى همين نظريه را داشته باشد به اين بيان كه انسان يك استعدادى دارد و آن استعداد ابزارسازى است و استعدادِ تبديل كردن طبيعت است به يك سلسله ابزارها و وسائل كاراتر ، حال در هر قسمتى مىخواهد باشد . و بعد بگويد به هر نسبت كه صنعت تكامل پيدا مىكند جامعه تغيير مىكند . زيربناى تغييرات اجتماعى تكامل صنعت است . ديگر فرق نمىكند كه صنعت مربوط باشد به اينكه وضع اقتصادى را تغيير بدهد يا وضع نظامى را . آن وقت حسابش چيز ديگرى مىشود . ولى اينجا كه ما داريم مىگوييم اقتصاد زيربناست ، ناچار در توليد يك محدوديتى بايد قائل بشويم ، يعنى ما مىخواهيم بگوييم كه ابزار توليد به حكم اينكه وضع اقتصادى را تغيير مىدهد همه چيز جامعه تغيير مىكند نه به دليل اينكه وضع صنعتى و فنى و قدرت را تغيير مىدهد همه چيز عوض مىشود . مثلًا كسى بگويد آلمان به دليل اينكه يك اختراعاتى كرد ( اگرچه موفق نشد ) يا آمريكا به دليل اينكه در صنعت پيشرفت كرد منشأ يك تحولى در عالم شده و اصلًا تكامل صنعت [ منشأ تحول جامعه است . ] وقتى كه در تقسيم بندى تاريخ مثلًا مىگوييم عهد حجر ، عهد آهن ، عهد فولاد و عهد اتم ، آنجا در واقع ما به تكامل فنى كار