مرتضى مطهرى

482

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

و نه به روح . ولى همين قدر كه موتور تكامل را در وجود انسان قائل شدند ، از نظر آنها يك نوع تقدم ذهن بر عين است ، در نتيجه مىگويند ما اين را قبول نداريم ، ما بايد بگوييم آن ابزارهاى مادى است كه انسان را جلو مىبرد . همين جاست كه دمشان به تله مىافتد ، كه ابزارهاى مادى آيا مانند يك شىء طبيعى رشد مىكنند ؟ نه . پس ابزار مادى چرا رشد مىكند ؟ مىگوييد نياز . خوب نياز مرحلهء اول و مرحلهء دوم كه فرق نمىكند . حيوان هم مثل انسان است . چرا حيوان با طبيعت مواجه مىشود مىخواهد آن را تغيير دهد ، تغيير هم مىدهد ؛ انسان هم با طبيعت مواجه مىشود مىخواهد آن را تغيير دهد تغيير مىدهد ، ولى حيوان شكل تغيير دادنش طبيعت را ، از روز اول تا روز آخر هميشه يكى است ، بعد از چند هزار سال هم همان عملى را انجام مىدهد كه سابق انجام مىداده ، زنبور عسلِ امروز با پنج هزار سال پيش يك ذره هم فرق نكرده ، ولى انسان روز به روز فرق مىكند . اينجاست كه نمىتوانند اين مطلب را توضيح بدهند و توجيه كنند . پس به هر حال اين نظريهء تكامل تاريخى اينها ، يك پايهء بسيار اساسىاش از نظر اينها پايهء اصالت اجتماع و فرعيت فرد است ، يعنى براى فرد حتى از جنبهء مادى هم اصالتى قائل نيستند . جامعه به عنوان يك واحدِ واقعيت دارِ موجود كه داراى نظامهاى مختلف و نهادهاى مختلف - به قول اينها - در درون خودش هست و از جهازات مختلف تشكيل شده است ، يك جهاز اجتماعى ، يك نهاد اجتماعى كه همان نهاد اقتصادى باشد ، او خود به خود كه متكامل مىشود جامعه را متكامل مىكند . ولى در عين حال نظريهء نيمه ماترياليستها را قبول دارند كه انسان از جنبهء روان شناسى جز منافع مادى چيز ديگرى را نمىخواهد . - يك مثالى مىتوانند بزنند : اگر ما يك دانهء گندم را لاى كتاب بگذاريم رشد نمىكند اما اگر در زمين بكاريم رشد مىكند ، يعنى يك فرقى بين كتاب و زمين قائليم ولى در عين حال نمىتوانيم بگوييم اين زمين بود كه به اين صورت درآمد و بوته‌اى شد . خود اين دانهء گندم يك خصوصياتى داشته كه در اين شرايط رشد كرده است . لذا وقتى به دست ميمون يا مرغ مىافتد رشد نمىكند ولى وقتى به دست انسان مىافتد ، چون يك خصوصياتى براى انسان قائل شديم رشد مىكند . استاد : حرف ما همان خصوصيات است . مىخواهيم ببينيم آن كه منشأ تكامل و به تعبير گذشته موتور تكامل است همين خصوصياتى است كه شما مىگوييد در انسان است يا نه ؟ مثال خوبى ذكر مىكنيد . قبول است ، مىگوييم اگر ما يك ذره ريگ را زير خاك بكنيم ، كود هم بدهيم ، نور هم به آن برسانيم ، آب هم به آن بدهيم ، حرارت هم به آن بدهيم ، رشد نمىكند ولى گندم رشد مىكند .