مرتضى مطهرى
478
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
حال ، اينها مىخواهند تكامل را با ابزار توليد توجيه كنند . عباراتى كه خوانده شد عبارات جامعى است از نظر اينكه يك نوع درماندگيها را نشان مىدهد . مىگويد : براى ادامه حيات ، بشر بايد ارگانيزم خود را حفظ نمايد . مقصود همان اندام خودش است ، چون اندام از نظر اينها جز يك ماشين چيز ديگرى نيست . و مواد مورد احتياج را از خارج يعنى از محيط طبيعى به دست آورد . مثل هر حيوان ديگرى كه حب ادامهء حيات در او هست ، ناچار مواد مورد احتياجش را مىخواهد از محيط خارج به دست آورد . ( تا اينجا مسئله روشن است . ولى تا اينجا حيوانات هم مثل بشر هستند ، اما آنها تكامل پيدا نمىكنند . ) براى اين امر ، بشر يك رشته عمليات توسط ابزارهاى خود بر روى طبيعت انجام مىدهد . البته ابزارهاى اوّلى همان ابزارهاى دست نخوردهء طبيعت است ، مثل سنگ ، چوب و چماق . آنوقت خود اين اولِ حرف است كه چطور انسان وارد مرحلهء استفاده از ابزارهاى طبيعت مىشود ، مىفهمد كه اين سنگ را بردارد و با آن صيد كند ، در صورتى كه حيوانهاى ديگر - به استثناى ميمون - اين طور نيستند . و با عمل بر روى طبيعت ، طبيعت نيز تغيير مىكند . حيوان هم وقتى روى طبيعت عمل مىكند طبيعت تغيير مىكند . حيوان طبيعت را تغيير مىدهد حاجتش را رفع مىكند ، انسان هم طبيعت را تغيير مىدهد حاجتش را رفع مىكند . ولى حيوان بار ديگر مىآيد مشابه اول عمل مىكند ، اما انسان نه . اين ديگر چرا ؟ اينجا درماندهاند كه چه بگويند . و عمليات جديد براى رفع احتياجات مادى ( خوراك ، لباس ، مسكن ) در طبيعتى كه اكنون به وجود آمده است به ابزار كاملترى احتياج دارد .