مرتضى مطهرى

451

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

معانى هرگز اندر حرف نايد * كه بحر بيكران در ظرف نايد او حرف ديگرى مىگويد غير از اين حرف ؛ يعنى تيپ آن شناخت با تيپ اين شناخت متفاوت است . و اما آن مسئلهء دوم كه باز شناخت معيار شناخت است ، يعنى مسئلهء منطق . گفتيم دو مسئله است : يكى اينكه انديشه وسيلهء كسب انديشه است ، و ديگر اينكه انديشه معيار تصحيح انديشه است . آن هم باز مسئلهء ارزش منطق مىشود كه آيا منطق [ ارسطو ] ارزشى دارد يا ارزشى ندارد ؟ آيا واقعاً مىتواند انديشه معيار انديشه واقع شود ؟ اين را ما در جاى خودش مفصل بحث كرده‌ايم كه منطق ارسطويى منطق صورت است نه منطق ماده . مقصود اين است كه فكر انسان مانند يك شىء خارجى ، مثل اين اتاق ، ماده‌اى دارد و صورتى . همان‌طور كه اين اتاق ماده‌اش عبارت است از آجر و سيمان و آهن و گچ و . . . ، شكلش اين است كه به اين وضع ساخته شده ؛ مىتوانست اين شكل از مادهء ديگرى ساخته شود ، مىتوانست اين ماده‌ها شكل ديگرى داشته باشد ؛ فكر انسان هم اين‌طور است ؛ يك سلسله مواد اصلى است كه بعد شكل خاص پيدا مىكند ، بعد كه شكل خاص پيدا كرد زاينده و مولّد مىشود . كار منطق ارسطو اين است كه نشان مىدهد كه شكل دادن به فكر بايد چگونه باشد ، يعنى معيارِ شكل دادن است . مثل مىزنند مىگويند مثل شاقول بنّاست . شاقول بنّا به اينكه ماده از كجا آمده كارى ندارد ولى مىگويد وقتى تو مىخواهى ديوار بسازى ، من به تو نشان مىدهم آن ديوار را راست بالابرده‌اى يا كج . يا مثل تراز بنّا كه نشان مىدهد اين ديوار را تو صاف و افقى چيده‌اى يا كج . در اين جهتِ خودش هم علم صددرصد موفقى بوده است ، يعنى منطقْ معيار شناخت صحيح فكر كردن [ بوده است ، ] كه خود فكر يعنى شكل دادن به موادى كه در ذهن وجود دارد . ابتدا در اروپا خيلى گرد و خاك كردند ولى حالا به عنوان اينكه منطق ارسطو بالأخره منطق صورت است و براى صورت مفيد است - كه خود او هم بيش از اين ادعايى نداشت - در آن بحثى ندارند ؛ حداكثر اين است كه بعضى گفته‌اند ما تكميلش كرديم . تكميل هم كرده باشند همان را تكميل كرده‌اند ، چيز ديگرى كه نيست . بعد ما مىآييم سراغ اين مسئله كه گفتند پركسيس و عمل شرافت ذاتى دارد و چرا شرافت ذاتى دارد ؟ كافى است .