مرتضى مطهرى

428

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

معنى اول براى اينكه ماركسيسم فلسفهء عمل است [ فلسفهء ماركس ] يكى به اين معنا فلسفهء عمل است كه فلسفه‌اى است كه براى عمل تنظيم و تدوين شده ، فلسفهء عملى است و مقصود از اين عمل همان عمل انقلابى و عمل مبارزه است . اين فلسفه دانش مبارزه و دانش عمل است . از نظر ماركسيستها انسان با داشتن اين دانش مىتواند عمل مبارزه را انجام بدهد ، همين‌طور كه اكثر علوم فنى علوم عملى هستند . مثلًا علم مكانيك علم عمل است ، راه و ساختمان علم عمل است ؛ يعنى كسى كه رشتهء راه و ساختمان را مىخواند براى اين است كه راه عمل را به دست بياورد ، يعنى با داشتن اين دانش مىتواند آن عمل خاص راهسازى و ساختمان سازى را انجام بدهد [ و بدون آن نمىتواند ، ] « 1 » به اين معنا كه آنچه انجام مىدهد در حد بسيطترين شكلهاست ، مثل آن كارى كه يك انسان اوليه مىكند ، مىتواند ساختمانى بسازد در حد يك آغُل مرغ ، بى حساب و بىنظم و بىقاعده . ولى كسى كه اين علم و اين فن را خوانده است تمام قوانين و قواعد و ضوابط آن را مىداند و خوب عمل مىكند . عمل اجتماعى از نظر اينها در مبارزه خلاصه مىشود ، چون در جامعه هميشه ميان تزها و آنتى تزها مبارزه است و حالت تز بودن همان حالت انحطاطى و محافظه كارانه است و آنتى تز بودن حالت مبارزه و انقلابى است ، و هميشه تز بودن همان است كه تقبيح مىشود ، چون ضد تكامل است ، و آنتى تز بودن همان است كه به سوى تكامل مىكشاند . اينها اين دانش يعنى ماركسيسم را دانش عمل مىخوانند به معناى اينكه دانشِ اين گونه عمل است ، دانش عمل اجتماعى است ، همين‌طور كه خيلى از دانشهاى ديگر دانشهاى عملى هستند با همان مثالى كه عرض كردم ؛ و لهذا مىبينيد اين كسانى كه گرايش به ماركسيسم دارند مىگويند انسان فقط با دانستن اصول ماركسيسم مىتواند وارد مبارزات انقلابى شود و بعد در مبارزات خودش هم پيروز شود ، چون آن است كه قوانين اين عمل را كاملًا نشان مىدهد و اگر كسى اين قوانين را نداند يا اصلًا پيروز نمىشود يا اگر در مبارزه پيروز شود يك پيروزى تصادفى و اتفاقى است نه روى اصول علمى ، و احياناً اگر فرض كنيم تصادفى و اتفاقى هم باشد قابل دوام نيست چون بر اساس قوانين علمى نيست . معتقدند كه چون اين اصول بر اساس يك جامعه شناسى بسيار دقيق و يك منطق دقيق است - كه همان منطق ديالكتيك است - اين راه را كه شما پيش بگيريد جبراً به پيروزى مىرسيد ، اين ديگر امكان تخلف و تخطى ندارد . اين يك معنا براى اينكه بگوييم فلسفهء ماركس ( ماركسيسم ) يك پركسيس است . ممكن است كسى در اين [ سخن ] مناقشه كند كه اگر اين‌جور باشد پس بايد تنها ماركسيستها باشند كه در مبارزه‌ها پيروز مىشوند و غير ماركسيستها هميشه شكست بخورند ، به جهت اينكه

--> ( 1 ) [ چند ثانيه‌اى نوار افتادگى دارد . ]