مرتضى مطهرى

407

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اين روابط و مناسبات اقتصادى يك نوع روابط اجتماعى ديگرى اقتضا مىكند كه توجيه كنندهء اينهاست . بعد كه ابزار توليدى تكامل پيدا مىكند اين روابط اجتماعى كه روبناست با آن ابزار تكاملى سازگار نيست . گفتيم مثل جامه‌اى است كه تن بزرگ شده و جامه هنوز در آن حد خودش باقى مانده است . اينجاست كه يك نوع تنازع و كشمكش به يك اعتبار ميان روبنا و زيربنا ، ميان ابزار توليد و روابط اجتماعى و به اعتبار ديگر ميان انسانهاى وابسته به روابط اجتماعىاى كه دارد با ابزار توليدى [ جديد ] مبارزه مىكند و انسانهايى كه طرفدار روابط جديد و متناسب با ابزار توليد جديد هستند برقرار مىشود . پس به اين نحو ضدى از ضد خودش متولد مىشود . ولى به حكم اينكه جبراً آنتى تز در نهايت امر رشد مىكند و تز را از بين مىبرد و بعد ، از تركيب اينها يك چيز ديگرى به وجود مىآيد پس بالاخره اين ضد جديد پيروز مىشود و در نتيجهء نهايى يك تركيب جديد و وضع جديد به وجود مىآيد . اين بود مكانيزمى كه اينها در باب ماهيت اقتصادى تاريخ مىگويند . پس اينكه روح تاريخ را اقتصاد تشكيل مىدهد ، به اين معنا تشكيل مىدهد كه همه چيز تابع ابزار توليد است . ابزار توليد روابط توليدى خاص را اقتضا مىكند و اين روابط توليدى روابط اجتماعى جديد را . به حكم اينكه هر چيزى در حال حركت و تكامل است ابزار توليد تكامل پيدا مىكند و بعد در درون خودش ضد خودش را به وجود مىآورد . به همين ترتيب كشمكش در مىگيرد ، بعد منتهى به آن سنتز مىشود . « طبقه » از اينجا يك مفهوم جديد در جامعه شناسى ماركسيستى پيدا شده و آن همان چيزى است كه امروز در دنيا خيلى رايج و شايع است و آن مفهوم « طبقه » است . طبقه البته يك اصطلاح قديمى است . [ در عرف ] دو قسمت از چيزى كه روى يكديگر قرار بگيرند اينها را مىگويند « طبقه » . مثلًا ما مىگوييم طبقهء بالاى ساختمان ، طبقهء پايين ساختمان . اينها دو شيئى هستند تقريباً به موازات يكديگر ولى يكى ما فوق و بالاسر ديگرى قرار گرفته . در اصطلاح علماى تاريخ و رجال مىگويند ما طبقات مفسرين داريم ، طبقات محدثين داريم ، طبقات فقها داريم ، طبقات اطبا داريم ، طبقات فلاسفه داريم . و حتى كتابهايى به همين نامها نوشته شده : طبقات المفسرين ، طبقات النحويين ، طبقات الرواة ، طبقات الحفّاظ ، طبقات الفقهاء ، طبقات الصوفيه . به همهء اين نامها كتاب داريم ؛ فقط طبقات الفلاسفه نوشته نشده كه اخيراً من در اين چاپ جديد كتاب خدمات متقابل اسلام و ايران يك طبقات فلاسفه‌اى در حدود صد صفحه به آن اضافه كردم ، خيلى هم كار برد . آنجا طبقات را به چه اعتبار مىگويند ؟ دوره‌اى بعد از دوره‌اى . مثلًا به حسب راوى و مروىٌ