مرتضى مطهرى

394

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نوعى مالكيت حكمفرما باشد كه با اين [ ابزار توليد ] هماهنگى داشته باشد ، يعنى اگر مالكيتِ اختصاصى باشد جلو رشد ابزار توليد را مىگيرد . مثل چيست ؟ مثل اين است كه بچه‌اى كه در سن پنج سالگى است شما برايش يك دست كت و شلوار مىدوزيد متناسب با اين سن . اين لباس در يك حدودى ، در ظرف شش ماهى ، يك سالى مىتواند قالب تن او باشد . ولى اين بچه رشد مىكند ، به صورت يك بچهء ده ساله درمىآيد . خودبه خود بايد اين جامه را دور بريزد و جامهء متناسب با خودش بپوشد . اگر شما بخواهيد اين جامه را نگه داريد آن وقت مثل همان پاى قالبى چينيها مىشود كه مىگفتند در چين قديم معمول بوده است كه پاى كوچك [ داشته باشند . ] مُد در ميان آنها پاى كوچك بوده . هركس پايش كوچكتر مىبود گويى علامت يك سعادت بهترى بود خصوصاً شايد در ميان دخترها كه خواستگارها اول به پاى دختر نگاه مىكردند ، پايش چقدر كوچك است ، هرچه كوچكتر بود زيباتر بود . آن وقت اين بچه‌هاى بدبخت ، از كوچكى براى پاى اينها يك قالبهاى چوبى يا آهنى درست مىكردند و پاى بچه را در اين قالب مىگذاشتند كه مانع رشدش بشود ، براى اينكه خوب است كه پا كوچك باشد . پا به طبع خودش بزرگ مىشود . مىآمدند در اين قالبها قرار مىدادند پا را معيوب مىكردند . پا بالأخره يك موجود زنده است . اگر شما يك درخت را هم در يك قالب قرار بدهيد ، يك قالب خيلى محكم ، فشار مىآورد به آن قالب ولى وقتى نتوانست بالأخره در همان حجم كوچكش باقى مىماند . مانع رشدش مىشود . حال ، اين‌جور مالكيت به عقيدهء اينها متناسب است با همان صنعتهاى دستى و صنعتهاى خصوصى و انفرادى . مالكيت انفرادى متناسب با ابزار توليد انفرادى است . ابزار توليد دسته جمعى جبراً اقتضا مىكند جامه و لباسى را متناسب با خودش . اگر در اين حد نگه داريد يكى از دو حال پيش مىآيد : يا ابزار توليد اين قالب را مىشكند ، مثل بچه‌اى كه وقتى لباس تنگ تنش كنيد كم كم آن را پاره مىكند ، يا اگر آن قالب خيلى قرص و محكم ايستادگى كند جلو رشد اين را مىگيرد . ايندو با يكديگر ناسازگار است ، از آن چيزهايى كه دنياى امروز خلافش را ثابت كرد ؛ يعنى سرمايه دارها ثابت كردند كه در عين اينكه ابزار توليد را در حد اعلا رشد مىدهند و از كشورهاى كمونيستى هم بيشتر رشد مىدهند [ مالكيت خصوصى پا برجاست . ] نه مانع رشد ابزار توليد مىشود نه رشد ابزار توليد توانست اين روبنا را - كه به عقيدهء اينها خواه ناخواه بايد دگرگون بشود - از بين ببرد ، و اينها هم ديگر اصلًا اميدى به اينكه يك چنين انقلابى بشود ندارند ؛ يعنى از جاهايى كه ديگر به كلى اين حرف منسوخ است اينجاست . - شما خود عليت را تعريف نفرموديد . اگر عليت معنايش وجود دادن است در آن صورت خيلى چيزها ديگر علت نيست ، پدر علت فرزندش نمىشود .