مرتضى مطهرى

383

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

است براى فرزند نه فرزند علت براى پدر . ولى همين فرزند در همان حالى كه پديده‌اى است ناشى از وجود پدر و به اين معنا كه او ناشى از وجود پدر است پدر ناشى از وجود او نيست ، به وجود آمدنش روى پدر اثر مىگذارد ، همين چيزى كه ما مىگوييم كه انسان اگر پدر بشود تغيير كيفيت و تغيير ماهيت مىدهد . يك آدم پخته و پير به يك آدم جوان مىگويد آقا ، پدر نشده‌اى تا ببينى وضع چيست و يك پختگى پيدا كنى ؛ يعنى داشتن فرزند هم به نوبهء خود يك سلسله آثار روى پدر مىگذارد . نه اين است كه وجود فرزند كه معلول اوست هيچ اثرى روى او نگذارد . پس اين نفى مطلق بودن علت است نه اينكه تأثيرى متساوى در اينجا قائل باشيم . خودشان به اين شكل توجيه نكرده‌اند ، ما ناچاريم كه حرف اينها را به اين معنا توجيه كنيم . البته اين بستگى دارد به اينكه ما آن اصلى را كه به نام « اصل تأثير متقابل » مىگويند بررسى كنيم ببينيم آنها در اصل تأثير متقابل آيا همين حرف را مىزنند ، يعنى در اصل تأثير متقابل مىخواهند نفى مطلق بودن اصل عليت را كرده باشند يا بگويند نه ، اصلًا عليت هميشه چنين است [ كه علت و معلول به‌طور يكسان روى هم اثر مىگذارند ؟ ] غرضم اين است كه يك مفرّى و يك توجيهى اجمالًا دارد . پس تعديلى كه اينها كردند ما فعلًا به همين توجيه صحيحش قبول مىكنيم ، مىگوييم اين تعديل همين است كه اگرچه اقتصاد علت است و مناسبات حقوقى و اجتماعى همهء اينها معلول هستند و يك نوع تقدمى براى اين علت نسبت به معلول هست ، اما چون هر علتى علت مطلق نيست و به نوبهء خود از معلول خودش تأثيرپذير است ، پس اين زيربنا تحت تأثير آن روبناها هم قرار مىگيرد . و نتيجهء نهايى باز اين مىشود كه زيربنا بودن سر جاى خودش محفوظ است چون تعيين كنندهء نهايى باز هم اقتصاد است . روبنا روى زيربنا اثر مىگذارد اما اين اثرگذاشتن منافات ندارد با اينكه تعيين كنندهء واقعى و نهايى باز هم زيربنا باشد . مثل يك سواره و يك مركوب ، كه اين روى آن تا حدى اثر مىگذارد ولى باز راه واقعى را اوست كه دارد مىرود نه اين ؛ اگرچه مثال راكب و مركوب مثال كافى نيست . از اين مطلب بگذريم . در خلال بحثها [ مؤلف ] مىگويد گذشته از اينكه خودشان آمدند با اين بيان يعنى با استمداد از يك اصل از اصول ديالكتيك كه اصل تأثير متقابل باشد تعديلى به وجود آوردند ، از راه ديگر هم باز مىتوان اين تعديل را به وجود آورد . البته آن راه ديگر هم اگر بخواهد مبناى فلسفى داشته باشد به همين راه مىپيوندد . - خود اصل تأثير متقابل را آنها چگونه تشريح مىكنند ؟